خشوع و خشيت خضوع و خوف
تصدّع كوه در آيهء سورهء حشر بر همان معنى اصلى لغوى صدع يعنى شكاف برداشتن آمده است .
امّا آيت اعجاز بلاغت در اين آيه آن است كه مىبينى اگر خداوند اين قرآن را بر كوه نازل مىكرد كوه از خشيت خداوند خاشع مىشد و مىشكافت ؛ نكتهء اين بلاغت نيز آنجاست كه كوه چيزى نيست كه بتواند خشوع و يا خشيت داشته باشد و خشوع و خشيت ، هر دو ، از افعال دل است كه از جماد صادر نمىشود ، مگر آن كه چنين چيزى ساختهء بلاغتى شگفت باشد كه حيات را در سنگى كر و لال مىدمد .
امّا تفاوت خشيت و خوف در اينجاست كه خشيت از يقينى صادق به عظمت آن كه از او خشيت داريم ناشى مىشود ؛ و تفاوت خشوع با خضوع نيز در آن است كه خشوع تنها از انفعالى صادقانه در برابر جلال آن كس كه برايش خشوع مىكنيم بر مىخيزد . اما خوف مىتواند در نتيجهء تسلّط و قهر و غلبه و ايجاد ترس و وحشت پديد آيد ، چنان كه خضوع نيز مىتواند به تكلّف و از روى نفاق و ترس و يا تقيّه و مماشات باشد . عرب مىگويد « خشع قلبه » ( دلش خاشع شد ) ، و نمىگويد « خضع قلبه » مگر اين كه از باب مجاز باشد .
آرى شگفت است حقيقت اين بلاغت اعجازى در هماهنگى نسق ، لطف دلالت و اسرار خيره كنندهء خويش .
در اين كتاب هر خشيتى - در هر صيغهاى كه باشد - تنها در حيات دنيا مطرح است و نه در آخرت ؛ چرا كه تنها دنيا جايگاه امتحان است :
هرگاه در قرآن ، خشيت به پديدهاى تعلق گيرد و در برابر پديدهاى باشد ، آن پديده ، غيب و قيامت و روز واپسين است ، يا در تنگنا افتادن ، با بىرونقى مواجه شدن ، فقير گشتن ، پايمال شدن يتيمان ، و اعمال ستمى كه از كفر و سركشى ناشى شده است .
امّا آنجا كه خشيت به يك ذات تعلق گرفته و در برابر يك ذات است ، در نگرش قرآن ، تنها در برابر خداوند يكتا مىباشد و نه در برابر مخلوق او ؛ و اين مسئله در همهء مواردى كه كلمه خشيت در قرآن كريم استعمال شده است عموميّت دارد ، و آيات صريح قرآن بر اين امر گواهى مىدهد :
يس / 11 :
إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ
- « تو تنها آن كس را بيم رسانى كه از ذكر ( قرآن ) پيروى كرده و از خداى رحمان در نهان خشيت دارد » ؛ و همچنين :