تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
گفت : اى مورچگان به لانه‌هاى خود رويد تا سليمان و سپاهيانش در زير گامهايشان خردتان نكنند » . - كلمهء « حطام » براى گياهان زرد شدهء خشك و درهم خرد شده در سوره‌هاى زمر و حديد :
« أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً »
- « آيا نديدى كه خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد و آن را چشمه‌هايى روان بر روى زمين ساخت . آنگاه بدان كشته‌هاى رنگارنگ برويانيد ، سپس اينها همه خشك مىشوند و مىبينى كه زرد شده‌اند ، آنگاه خردشان مىسازد ؟ » ( زمر / 21 ) .
« اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً »
- « بدانيد كه زندگى اين جهان بازيچه است و بيهودگى و جلوه‌گرى ، و فخر فروشى به همديگر و فزون طلبى در ثروت و فرزند ، همانند بارانى كه روييدنيهايش كافران را به شگفت اندازد ، سپس پژمرده شود و آنگاه آن را مىبينى كه زرد شده و سپس خرد مىشود » ( حديد / 20 ) . - حطمة ، در سورهء همزه ، براى آتش بر افروختهء خداوند كه هر غيبت كننده عيبجويى را در خود خرد مىكند :
« وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ الَّذِي جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ يَحْسَبُ أَنَّ مالَهُ أَخْلَدَهُ كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ »
- « واى بر هر غيبت كنندهء عيبجوى ؛ آن كه مالى گرد كرد و پيوسته بر شمرد . او گمان مىكند كه ثروتش جاويدانش ساخته است ، نه ، چنين نيست ، مسلّما در حطمه افكنده خواهد شد و چه مىدانى كه حطمه چيست ؟ آتش بر افروختهء خداوند است » ( 1 - 6 ) . بنابر اين حطم ( خرد كردن ) كه براى گياه زرد شده و خشكيده استفاده مىشود ، غير از تصدّع ( در آن شكاف افتادن ) است كه در سورهء حشر در مورد كوه سخت به كار رفته و غير از صدع ( شكاف برداشتن ) است كه در سورهء طارق آمده است :
وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ
- « قسم به آسمان كه باز مىآيد و قسم به زمين كه شكاف خورده است ، اين براستى سخنى جدا كننده حق از باطل است ، و شوخى نيست » ( 11 - 14 ) .