تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
حقيقت مسئله در واژه‌هاى قرآن همين است : هيچ واژه‌اى در قرآن وجود ندارد كه واژه‌اى ديگر بتواند جايگزينش شود ؛ و همين حقيقتى است كه اعراب خالص و برخوردار از فصاحتى كه قرآن در ميان آنها نازل شد به دركش نايل آمدند . در اينجا مسئلهء تعدّد الفاظ براى افادهء معنايى واحد ، در صورتى كه اين تعدّد از اختلاف زبان و يا لهجه قبايل عربى ناشى شده باشد ، انديشهء ما را به خود مشغول نمىدارد ؛ زيرا ، تا جايى كه من مىدانم ، در اين مسئله هيچ اختلافى نيست . « 1 » آنچه انديشهء ما را به خود مشغول مىدارد ، مسئلهء ترادف است ، يعنى آن كه گفته شود الفاظى متعدّد براى افادهء معنايى واحد وجود دارند ، بىآن كه اين ترادف به تعدّد زبانها و لهجه‌ها برگردد و بىآن كه ميان الفاظى كه به ترادف آنها قائل شده‌اند تشابهى در مقام تلفّظ وجود داشته باشد . كسانى از ما هستند كه اين تعدّد را پديده‌اى ، حاكى از فقدان حسّ لغوى و عدم قدرت چنين حسّى بر محدود كردن مدلولها و مشخّص ساختن دقيق معانى الفاظ مىشمرند ، يا آن را فزونى و زيادتى مىدانند كه هيچ فايده‌اى در آن نيست . « 2 » كسانى نيز هستند كه اين تعدّد را پديده‌اى حاكى از غنا ، گستردگى و قدرت بر تصرّف در اين زبان مىدانند و چه بسيار كسانى هم كه به اين ثروت لغوى افتخار مىورزند و آن را يكى از ويژگيهاى مهم زبان عربى مىشمرند !
هامش
( 1 ) سيوطى ، المزهر فى علوم اللغة ، چاپ حلبى ، ص 405 . ( 2 ) ابن فارس ، الصاحبى فى فقه اللغة ، ص 8 .