تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
جانب پروردگار بياورند كه بيش از آنچه به محمد و موسى داده شده هدايتگر است . از اين نيز غافل نمىمانيم كه در ميان سوره‌هاى پيش گفته ، سه سورهء نخست تنها با يك حرف ( ن ، ق ، ص ) آغاز مىشود ، و اين حقيقتى است كه ما را به تأمل در راز حروف فرا مىخواند . پس از اين سه سوره سوره‌هاى اعراف ، يس ، مريم ، طه ، شعراء ، نمل و قصص نازل شده و اين سوره‌ها داراى حروف مقطّعه دو حرفى ( يس ، طه ، طس ) ، سه حرفى ( طسم ) ، چهار حرفى ( المص ) و پنج حرفى ( كهيعص ) است . از ديگر سوى بناى كلمات در زبان عربى از حروفى به همين مقدار است كه در حروف مقطّعه قرآن شاهديم . بدين ترتيب اين مسئله ما را بدين مطلب توجّه داده است كه چگونه در اينجا از همين حروف الفاظى بدون معنا شكل گرفته است : اما زمانى كه حرف جايگاه خويش را در بيان و بلاغت بيابد راز نهفتهء در آن آشكار خواهد شد . پس از نزول ده سوره كه با حروف مقطّعه آغاز شده - و نخستين آنها سورهء قلم و آخرين آنها سورهء قصص است كه در آن اهل جدل و تكذيب در برابر قرآن بدين مبارزه فرا خوانده شده‌اند كه اگر راست مىگويند كتابى هدايتگرتر از قرآن و تورات از جانب خداوند بياورند - سورهء اسراء ، يعنى پنجاهمين سوره در ترتيب نزول ، نازل شد و ، در خلال سرزنش مشركان در جدل و مخالفتى كه با اين معجزه داشتند و پيشنهاد مىكردند پيامبر مصطفى دلايل و نشانه‌هاى ديگرى بياورد كه آنها را به نبوّت و رسالت فردى از انسانها قانع مىسازد ، صريحا آنان را مخاطب اين حقيقت قرار مىدهد كه نمىتوانند همانندى براى قرآن بياورند : « بگو : اگر جنّ و انس گرد هم آيند تا همانندى براى اين قرآن بياورند همانند آن را نمىآورند ، هر چند كه يكديگر را يارى دهند ما در اين قرآن براى مردم از هر مثلى آورديم ولى بيشتر مردم جز ناسپاسى هيچ كارى نكردند گفتند : به تو ايمان نياوريم مگر آن كه براى ما از زمين چشمه‌اى بر جوشانى يا تو را بستانى باشد از درختان خرما و انگور كه در لابلاى آنها نهرهايى بر مىجوشانى يا چنان كه گفته‌اى آسمان را پاره پاره بر سر ما افكنى ، يا خدا و فرشتگان را پيش ما حاضر آورى يا تو را خانه‌اى از طلا باشد ، يا به آسمان روى ، ما به آسمان رفتنت را باور نكنيم ، مگر زمانى كه براى ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم . بگو : پروردگار من منزّه است : آيا من جز يك انسانم كه فرستاده خداوند است ؟ آنگاه كه هدايت بر مردم آمد هيچ چيز آنان را از ايمان آوردن منع نكرد مگر آن كه گفتند : آيا خداوند يك انسان را به رسالت برانگيخته است ؟ بگو : اگر در روى زمين فرشتگانى بودند كه به