وصف آن .
لاجرم واجب شد بنابراين مقدّمه ، تدوين و ترتيب ترجمه بر هشت ذكر ، قياس بر هشت حملهء عرش ، و هشت در بهشت ؛ بلكه نمونه و نسخهاى كه ،
شكل درگاه رفيعش را دعا كرد آسمان * شكل او شد أفضل الأشكال و هو المستدير
رنگ رخسار ضميرش را ثنا گفت آفتاب * لون او شد أحسن الألوان و هو المستنير
اعنى درگاه بارگاه جهانپناه مخدوم جهانيان و خداوندگار جهانيان ، آصف جوانبخت و سلطاننشان سليمان تخت ، درّ درياى وزارت ، و نقطهء دايرهء امارت ،
داراى ملك ايران درياى عدل و احسان * چون ذات حق منزّه ذاتش ز عيب و نقصان
امروز در ممالك بىهيچ اعتراضى * هم او است جان عالم ، هم او است عالم جان
مركز محيط هستى ، عروهء وثقاى خداپرستى ، مظهر امر الهى ، منظر نظر عاطفت پادشاهى ، نور حدقهء بينش ، نور حديقهء آفرينش ، مقرّر حقايق حكم ، مذكّر دقايق قدم ، قبلهء طلّاب هدايت ، كعبهء ارباب درايت ، مالك ممالك توفيق ، سالك مسالك تحقيق ، صاحب صاحب قران ، خلاصهء ادوار آسمان ، آن جوانبختى كه :
بخت نيكش به منتهاى اميد * برساناد و چشم بد مرساد