ز آسمان فتح و عرش دولت و معراج جاه * دائما در شأن او آيات غايات آمده
بر در ايوان آراى جهانآراى او * هفت ايوان فلك در زير رايات آمده
آن جهانبان آصفى كاندر صفات ذات او * از زبان آفرينش اين مناجات آمده
للمترجم - سامحه اللّه - :
كاى به ميراث از پدر ملك سليمان يافته * تخت بختت نه فلك در تحت فرمان يافته
آسمانى در علوّ و روزگارى در غلوّ * و اسمان و روزگار از جاهت احسان يافته
سايهء حقّى و حق در سايهء انصاف تو * همچو دين از دولت تو فرّ ايمان يافته
صاحب ديوان گردون چون گشاده دفترش * اعظم اسمت را بر او طغراى عنوان يافته
شاه نوشروان چرخ چارمين در عهد تو * روز و شب را ز اعتدال عدل يكسان يافته
اقتباس ماهتاب ار زآفتاب آمد چه شد * آفتاب از نور رايت چهرهء رخشان يافته
سرعت عزمت سبق برده بر اسباب قضا * حزم جزمت ملك از ايران تا به توران يافته
قرنها سرگشته گشته آسمان و آفتاب * تا وزير بن الوزيرى چون تو خاقان يافته