حضرت عليا كه آن دولت سراى خاص تو است * پايهء رفعت وراى هفت ايوان يافته
پاسبان درگهت آن كوتوال هفتمين * مهر و مه را بر درت در خاك غلتان يافته
همّتت چشمى زده بر مطرح كون و فساد * هرچه ديده اندر او جنسى نه چندان يافته
مادر آز و امل بود و وجود جود تو * درخور نور دو چشم و قوّت جان يافته
زرّ و گوهر از نهيب بذل تو جاى گريز * در ميان كوه و قعر بحر عمان يافته
ماه تا ماهى نواله از نوالت روز و شب * نوع انسان خود چه باشد جنس حيوان يافته
با كمال اقتدار و فضل حكم و حكمتت * ذات جمشيدوار و ارسطو وصف نقصان يافته
كو سليمان تا بديدى چون تو آصف در جهان * اى صف درگاه تو صف صف سليمان يافته
هرچه تيغ سنجرى از مملكت مشكل گرفت * كلك ميمونت دو چندان خوار و آسان يافته
در سر انگشت مبارك دست تو نى پارهاى * معجز و خاصيت موسى و ثعبان يافته
آن هراس حيّة تسعى فكنده در جهان * وين حيات حىّ ناطق ز آب حيوان يافته
در خم چوگان راى مملكت آراى تو * ربع مسكون را قضا چون گوى چوگان يافته
محاسن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى
ص٢٤