تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محاسن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
صدف معالى ، و غرر سدف ايّام و ليالى ، إلى يومنا هذا خالى نبوده ، چنان‌كه بيشتر آن را در آفتاب گردش و كبودى آسمان شبه و مثل و مانند نبوده ، بعضى از ايشان كه بعيد العهد بودند ، و به ادراك عصر ايشان دست‌رس نبود ، خوض در باب حصر ننمود ، و چون حمزهء اصفهانى در كتاب خود در احصاى ايشان سخن تعداد اعداد به امداد امتداد مقرون گردانيده بود ، اختصار بر آن از آن تجاوز نمود . فامّا جمعى كه من در ايّام ايشان يا نزديك بديشان مولود و موجود گشتم ، و در عداد ايشان محصور و معدود ، در اقتفاى ايّام ، گام بر گام ايشان مىنهادم ، و چون مصلّى در پى سابق عنان هوس به دست طلب مىدادم ، و چون به حدود و اعوام از ايشان متأخّر افتاده بودم ، جدود و اعمام در مراتب و فضائل مقدّم راه مىنمودم تا بر فهرست مجرّد اسماء الرّجال از فقها و علما و حكما و اطبّا و شعرا و متكلّمان و اهل جدل و نحو و تصريف و ساير اجزاى فضليّات و علما و قرّاء و حفظه و ناقلان احاديث و سنن و فصحاى خطبا و صلحاى واعظان و نصحاى مذكّران و اهل ذكر و اصحاب شكر ، و صائم النّهار و قائم الاسحار ، و متعبّدان و نسّاك و معتمدان روايات و محقّقان درايات و مدرّسان سور و آيات ، و واقفان فصول و غايات ، و هركه را از اين قبيل شمارند ، و او را در ميان فضلا در حساب آرند ، درجات و طبقات هريك در فنّ منسوب با او در يك باب جمع ، با اختلاط در اصل ، و اختلاف در فرع ، شمار كردم . و بندهء مترجم در اين عصر ، رايات همايون طبقهء شجرهء طيّبهء علوى كه
أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ
برافراشت ، و درجهء فضايل و مرتبهء قبائل ذرّيت نبوى و عترت مصطفوى بر جملهء ايشان مقدّم داشت ، و چون نمك در طعام ، نه به تطويل در كلام ، شرائف لقب ، و لطائف نام سادات عظام و نقباى كرام كه وجود و حضور ايشان ، سبب صلاح و نظام و سداد و قوام امور معاش و معاد جهان و جهانيان است ، و افضل و اكمل خصائص فضائل ، و كمالات اعيان و امائل اصفهان در اين كتاب ، به ذكر ، مخصوص گردانيد ؛ چه به مدد و مطابقهء نصّ جلىّ :
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ
، الآية ، با حديث صحيح : « إنّ اللّه اصطفى من ولد إسماعيل قريشا و من قريش هاشما » طيلسان مناقب و مناصب اصطفا و
محاسن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 153 | مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى / حسين بن محمد آوى