ارتضا به شرف نام بزرگ اولاد مرتضوى و اكباد مصطفوى ، معلّم و مطرّا است ؛ چرا كه اعتبار افتخار قريش و اقتدار انتماء هاشمى از دو طرف با پدر بزرگوار كرّار غير فرّار ، داماد و پسر عمّ و برادر احمد مختار - عليه السّلام - الملك الجبّار دو گوشوار عرش نامدار حسن و حسين كه پدران سادات بزرگوار و نقباى روزگارند مىرود ، امّا از طرف مادر ، فاطمه بنت اسد بن هاشم ، و از طرف پدر ، ابو طالب بن عبد المطّلب بن هاشم و فرزندان دختر رسول و دلبندان بعل البتول را به تكلّف القاب و اطناب در اين باب ، چه حاجت ،
صورت خوب چه محتاج به زيور باشد ؟ * همه گفتى چو مصطفى گفتى
چنانكه استاد شاعر فاخر سعيد هروى - رحمه اللّه - گويد :
سادات نور ديدهء اعيان عالماند * از حرمت محمّد وز عزّت على
فردا طعام وعدهء دوزخ بود كسى * كامروز از محبّتشان نيست ممتلى
آخر :
للّه درّكم يا آل ياسينا * و انجم الحق أعلام الهدى فينا
و بر مقتضاى صورت اين ادرارنامه كه از ديوانخانهء « لولاك لمّا خلقت الأفلاك » منشيان
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
در حقّ اولاد مصطفى و احفاد مرتضى ، محرّر و مقرّر گردانيدهاند ، ايشان را بر جهان و جهانيان فضيلت مفاخرت و سرافرازى كافى و وافى ؛ چرا كه به غير از ايشان هيچكس از اهل زمين ، شرف اهليّت رواتب انعام نامتناهى پادشاهى ، و استحقاق عوارف و مراتب عواطف ادرار الهى نداشت ، و ندارد ، و صورت برات و ادرار ، اين است :
عمال و متصرّفان نواحى و بلوكات
وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ
برسانند از محصولات :
زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ