[ ذكر هفتم ] در صفت هواى ربيع و ايّام بهار و ديگر فصول ، و كيفيت تنعّم و تعيّش اهل خطّهء اصفهان
قال المترجم - تجاوز اللّه عن سيّئاته - :
لقد تنفّس روح النّسيم في الأسحار * و كاد يطلع طلع الرّبيع في الأشجار
بيار مژده كه برداشت عدل فروردين * تفاوتى كه بدى در ميان ليل و نهار
جهان جوان و زمين زنده و زمان تازه * شد از عنايت نوروز و فضل فصل بهار
به رنگ رنگ رياحين و گونه گونه نبات * به غور و نجد زمين فانظروا إلى الآثار
رحمة اللّه
كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها .
در اين عهد كه عهد آسمان ، مهد زمين را سيراب مىگرداند ، و قضا در بزم چمن بر دست ساقيان سحاب از خم خانهء وبل و طل ، اقداح لاله ، پر شراب مىگرداند ، اغصان و قضبان سرو و بان از نشوت صباء اصطباح ، و اغتباق در ميل و تمايل اصطحاب و اعتناق ،
دارت كؤس الطل من أيدي الصّبا * فتمايلت سكرا قدود العرعر