و عنه - عليه السلام - انه قال : « ( لا حول و لا قوة الا بالله ) دواء من تسعة و تسعين داء ايسرها الهم » . معنى آنست كه گفت لا حول و لا قوة الا باللّه داروى نود و نه در دست كه آسانترين آن اندوه باشد « 1 » ، پس اندوه نبايد داشت و اگر همى روى نمايد هم بدين دوا فرمود « 2 » .
الحكاية - و از سيد ثقلين و سرور خافقين « 3 » محمد رسول اللّه - صلى اللّه عليه و آله و سلم - چنين حكايت « 4 » كردهاند كه او فرمود از نوادر اخبار بنى اسرائيل و عجايب حوادث امم سالفه « 5 » كه به الهام ربانى و وحى آسمانى بر آن مطلع بود چنين تقرير « 6 » فرمود كه سه شخص از بنى اسرائيل در طريقى « 7 » با يكديگر رفيق بودند ، و به مرافقت « 8 » و موافقت يكديگر مستظهر و مفتخر ، و راهى سخت و مقصدى دور فرا پيش گرفته بودند و به مسامرت « 9 » و مكالمت يكديگر اعباى « 10 » مشاقّ « 11 » سفر را تخفيفى مىنمودند و حصول مرادات و مقاصد « 12 » را به لعلّ و عسى تسويف « 13 » مىفرمود ، « 14 » و فايدهء ( الرفيق ثم الطريق ) را تحقيق « 15 » مىگردانيدند كه ناگاه ابرى چون روز عاشقان سياه و بادى چون دم مفلسان سرد برخاست « 16 » ،
هامش
( 1 ) - چا : دارويى بود در دست كه آسانتر از اندوهست . چب : دارويى نبود . . .
مل : . . . كه بدترين او اندوه باشد . ر : كه بدترين آن اندوه باشدم : كه بدترين آن اندو - هست ( ت : انده )
( 2 ) - م : مداوا ميتوان فرمود . ت : دوايى هم فرمود . چا :
فرمودهاند . چب : دواى آن هم فرمود . ر : هم دوا بايد فرمود
( 3 ) - چا ، چب :
الخافقين . م ، مل ، ر افزوده : و نور حدقين
( 4 ) - م ، چا ، چب : روايت
( 5 ) - ت ، مش : سابقه
( 6 ) - مل ، ر : اين كلمه را ندارد
( 7 ) - مش : طريق
( 8 ) - م ، چا ، چب : و به مراقبت و مرافقت
( 9 ) - مل : مصاهرت . ر : مساهرت
( 10 ) - م ، چا ، چب : اعناق . مل ، ر : ندارد . مش : اعناى
( 11 ) - مل ، ر : ميثاق
( 12 ) - ت : مقصد
( 13 ) - ت ، م ، مش : تسويفى . چا ، چب : تشويقى
( 14 ) - ت ، مل ، چا ، چب : مىفرمودند
( 15 ) - م ، مش ، چا ، چب : محقق
( 16 ) - چب : خواست