هر چيز را چو عاقتبش ضد آن شود * غم به ز شادمانى و درويشى از غنا
از رنج و غم حذر كن در دولت « 1 » و نشاط * اميد خرمى دار از « 2 » محنت و بلا « 3 »
آدم فراق جنت و حوا كشيد ، از آن « 4 » * مخصوص گشت زود به تشريف اجتبا « 5 »
هرچند نوح نوحهگرى كرد مدتى * وز « 6 » قوم خويش ديد بسى رنج و ابتلاء
هم عاقبت به كام دل خويششان بديد * در آب غرقه گشته به آتش شده سزا
نه « 7 » بر خليل آتش سوزان بهشت گشت * بهر ذبيح نه « 8 » ز بهشت آمد آن فدا ؟
يونس به بطن ماهى گر ماند مدتى * شد مستجاب دعوت و شد « 9 » حاجتش روا
يوسف به چاه و زندان گر خواريى كشيد * آخر عزيز مصر شد و گشت پادشا « 21 »
هامش
( 1 ) - مل ، ر : از دولت
( 2 ) - مل : بود از . ر : اميد خرمى دراز آن . . .
( 3 ) - چا و چب : اين بيت را ندارد
( 4 ) - جز مجا ، ت : از آنك
( 5 ) - مل ، ر : بپيش تو اجتبا
( 6 ) - از ت ، چا ، چب . در ساير نسخ : از ( ت در اصل : و از )
( 7 ) - مل ، چا ، چب : نى . ر : زير خليل
( 8 ) - جز مج ، مجا و ت ساير نسخ : نى . ر : هم
( 9 ) - مجا : دعوة و هم . ر : دعوه و هم
( 21 ) - چا و چب : بعد از اين بيت را ندارد .