نمود و نعمت و ثروت پشت به « 1 » من آورد و فقر به غايت كشيد و فاقه به نهايت انجاميد و ماه رمضان از افق سال طالع شد و از تأثير طالع [ بد ] « 2 » اخراجات رمضان بر من متعذّر گشت . دوستى « 3 » علوى داشتم « 4 » ، رقعهاى به دو « 5 » نوشتم و هزار درم قرض « 6 » خواستم ، هزار درم « 7 » در كيسهاى مهر بر نهاده به من فرستاد ، و هم در آن لحظه رقعهاى از آن دوستى ديگر به من آوردند [ كه ] « 8 » از من به جهت اخراجات رمضان ( هزار درم ) « 9 » التماس كرده بود « 10 » ، همچنان به مهر « 11 » به دو فرستادم و جانب او را بر جانب خود ترجيح نهادم .
و چون « 12 » روز ديگر شد « 13 » آن دوست كه از من قرض گرفته « 14 » بود و آن علوى كه من از او « 15 » قرض خواسته « 16 » بودم هر دو به نزديك من آمدند « 17 » ، و « 18 » علوى از من پرسيد آن « 19 » دراهم كه با من انبساط نمودى « 20 » و به استقراض آن « 21 » مرا رهين منّت گردانيدى چه كردى ؟ گفتم : در مهمّى صرف كردم ، او بخنديد « 22 » و كيسه همچنان سر به مهر بيرون كرد و در پيش من بنهاد و گفت :
من بيرون اين « 23 » درمها هيچ نداشتم و به جهت « 24 » اخراجات ماه « 25 » رمضان نهاده بودم ، چون رقعهء تو به التماس آن محقّر برسيد همچنان « 26 » ايثار كردم ، و چون محتاج اخراجات رمضانى « 27 » گشتم به نزديك اين دوست رقعهاى
هامش
( 1 ) - ت : بر
( 2 ) - اساس : ندارد
( 3 ) - ت : و دوستى
( 4 ) - مجا : داشتم علوى
( 5 ) - مجا : برو
( 6 ) - ت : به قرض
( 7 ) - ت : او هزار درم
( 8 ) - از مجا افزوده شد
( 9 ) - مجا : ندارد
( 10 ) - مجا : خواسته بود
( 11 ) - مجا : كيسه به مهر
( 12 ) - مجا :
ندارد
( 13 ) - ت : بود
( 14 ) - مجا : خواسته
( 15 ) - مجا و ت : وى
( 16 ) - مجا : گرفته
( 17 ) - مجا : درآمدند .
( 18 ) - مجا : ندارد
( 19 ) - مجا و ت : كه آن
( 20 ) - ت : فرمودى
( 21 ) - مجا : ندارد
( 22 ) - ت : خنديد
( 23 ) - مجا : ازين
( 24 ) - اساس : و جهت
( 25 ) - مجا : ندارد
( 26 ) - مجا : من همچنان
( 27 ) - ت و م : رمضان