كه بديشان خواست رسيدن به نصيحت و وعظ از خويشتن دفع « 1 » كردند و اين باب مشتمل است بر بيست و يك حكايت .
باب پنجم :
در حال جماعتى كه به حبس و زندان گرفتار بودند خداى تعالى حبس و اعتقال ايشان « 2 » به حسن حال بدل گردانيد و از آن ورطه رهايش و از آن قيد گشايش يافتند و اين باب مشتمل است بر بيست و يك « 3 » حكايت « 4 » .
باب ششم :
در احوال كسانى كه به شدت و محنت مبتلا بودند و از روح و راحت جدا « 5 » به رؤياى صادق و خواب نيك آن غم به شادى و آن بندگى « 6 » به آزادى بدل گشت و اين باب مشتمل است بر هژده حكايت .
باب هفتم :
در حكايت حال جماعتى كه در حادثهاى سخت و واقعهاى سهمناك گرفتار شدند يا به درويشى و فقر مبتلا گشتند و خداى - تعالى - بر دست كسى كه ازو بترسيدند « 7 » و از جايى كه چشم نداشتند ايشان را از آن ورطه خلاص و از آن مضيق « 8 » مناص ارزانى داشت و در اين باب چهل و هشت حكايت است .
باب هشتم :
در حال كسانى كه به كشتن نزديك شده بودند نجات يافتند و مرگ با خود مقرر كرده حيات ديدند و اين باب مشتمل است بر پانزده حكايت .
هامش
( 1 ) - ذ : رفع .
( 2 ) - تصحيح از روى متن عربى است . مج ، مجا ، ت ، حفظ اعتقاد ايشان . مل ، ر : حبس ايشانرا . م : آن را .
( 3 ) - ت : بيست و سه . م ، چا ، چب : بيست و هشت .
( 4 ) - ت افزوده است : ان شاء اللّه كه گفته شود
( 5 ) - مج ، مل ور : دور .
( 6 ) - ت ، مجا : بند
( 7 ) - م ، چا ، چب : نينديشيدند . مل ، ر : ميترسيدند . ت : ليوشيوند ( ظ : نبيوسيدند )
( 8 ) - مل : مضيق فقر .