آن سنگ از مدخل آن غار برخاست و ايشان را از آن ورطه مخرجى حاصل آمد تا بدانى كه هيچ دستگيرى و پايمردى در وقت شدت و بليت بهتر از نيت خالص و عمل صالح نيست « 1 » و در اين معنى مىگويم : شعر « 2 » :
داوم خليلى اذا اخلصت فى عمل * و اخلص السر تخلص يوم تضطر
كم عابد نال بالاخلاص فى عمله « 3 » * من الهموم خلاصا و هو مضطر
الفارسيه « 4 » :
نيست ، چون در بلا شوى مضطر * دستگيريت بهتر از اخلاص
هست اخلاص پايمرد نجات * هست اخلاص دستيار خلاص
درّ اخلاص جوى از سر صدق * چو به بحر عمل شوى غواص
فضل حق گرچه هست عام از او * دل به اخلاص يافت رتبت خاص
هست اخلاص را خواص حيات * كه به دو زنده گشت جان خواص « 21 »
و از سعد بن عباده « 5 » روايت كردهاند كه گفت : رسول - صلى الله عليه و سلم - گفت ما را : « الا « 6 » اخبركم و احدثكم بشىء اذا نزل برجل منكم كرب او بلاء من الدنيا دعا به ففرج « 7 » عنه » گفت : « خبر دهم شما را به چيزى كه چون به حادثه - اى درمانيد ، دعا كنيد ، خداى - تعالى - آن بلا از شما بگرداند و فرج يابيد « 8 » ؟ » فقلنا : يا رسول اللّه بلى ، گفتيم : آرى « 9 » يا رسول اللّه . فقال : دعاء ذى النون « 10 » :
( لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ )
. و از پيغامبر - عليه السلام - روايت است كه گفت : دعاى كسى كه به دردى درمانده باشد و به رنجى گرفتار شده
هامش
( 1 ) - مل ، ر : غير از نيت خالص صالح نيست و نباشد
( 2 ) - ت : العربية
( 3 ) - ت : علمه
( 4 ) - از مجا . ت : شعر . مل : قطعه
( 5 ) - م : ابن عباده . چب :
سعيد بن عباده
( 6 ) - مل : اما
( 7 ) - مجا : تفرج
( 8 ) - ت : يابند
( 9 ) - مج : ندارد
( 10 ) - ت ، چا ، چب : ذاالنون . م : الذنوب
( 21 ) م ، مش ، چا ، و چب : اشعار عربى و فارسى را ندارد . مل و ر : ابيات عربى را ندارد .