سمت راست او نشسته بود ، هيبتى در او ديدم كه هرگز در ديدار منصور نديده بودم ؛ سلام گفتم ، خليفه اجازه داد نشستم . آنگاه منصور رو به جعفر كرد و گفت :
ابو عبد الله ايشان ابو حنيفه هستند .
جعفر گفت : آرى و به دنبال آن افزود : پيش از اين نزد ما آمده است . گويا از اينكه مردم درباره او مىگفتند وقتى كسى را ببيند مىشناسد ، اكراه داشت . منصور رو كرد به من و گفت : ابو حنيفه پرسشهايت را با ابو عبد الله در ميان بگذار . من نيز مسائل مورد نظر را مطرح كردم و او پاسخ گفت . وى در پاسخ سؤالات مىگفت شما چنين مىگوييد ، اهل مدينه چنان مىگويند ، و ما نيز چنين مىگوييم ، آراء امام گاه با ديگران كاملا مخالف بود و گاه نيز موافق ، و بدين ترتيب سؤالات چهلگانهام پايان يافت . پس از آن ابو حنيفه گفت : مگر نياورديم كه داناترين مردم كسى است كه به اختلاف مردم آگاهتر باشد » . [ 8 ]
ابو حنيفه « اين شخص از جنس بشر نيست ، اگر در جهان روحانىاى وجود داشته باشد كه هرگاه اراده كند جهانى باشد و يا روحانى ، اوست . اشاره كرد به امام صادق » .
ابن ابى العوجاء « جعفر بن محمد صادق داراى علم بسيار و آگاهى كامل بر حكمت و زاهد در دنيا و عارى از تمامى شهوات بود . وى در مدينه زيست و براى پيروانش مفيد و سودمند بود ، و دوستانش را از اسرار علوم آگاه ساخت . پس از آن وارد عراق شد و مدتى در آن ديار توقف كرد . وى هرگز در هواى قدرت نبود ، و بر سر خلافت با كسى ستيزه نكرد . كسى كه در درياى معرفت غرق شود هوس رودخانه نمىكند ، و كسى كه به ستيغ حقيقت صعود كرده است ، هرگز از كوچك شمرده شدن هراسى ندارد » . [ 9 ]
ابو الفتح محمد بن عبد الكريم شهرستانى « امام صادق از ميان برادرانش ، به جانشينى پدر انتخاب شد . دانشهايى كه از او نقل شده از كس ديگرى نقل نشده است . وى پيشواى حديث بود ؛ يحيى بن سعيد ، ابن جريح ، مالك بن انس ، ابن عيينه ، ابو ايوب سجستانى و ديگران از او حديث نقل كردهاند » .
قرمانى در تاريخ خود « جعفر بن محمد در علم و فقه و فضيلت از بزرگان اهل بيت بود » .
ابن حيان
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 82
مساهمون: اسد حيدر
ص٨٢