با اين همه تاريخ از حقايق قابل اعتماد تهى نيست ، و ما نيز اكنون از لابهلاى تعصبات و هواهاى نفسانى موجود در تاريخ ، جوهر زندگى امام صادق را بيرون خواهيم كشيد . اكثر مورخان در نقل شخصيت و زندگى امام صادق كوتاهى كرده و جز اندكى از آن را نياوردهاند . كسى كه تاريخ ابن كثير را ملاحظه كند و ببيند كه پيرامون شخصيتهاى بىاهميتى سخن رفته ولى از امام صادق مطالب قابل ذكرى نياورده است ، متوجه انحراف و ظلم عظيم ابن كثير خواهد شد . وى در تاريخ خود وقتى به حوادث سال 148 هجرى مىرسد فقط مىنويسد : در اين سال امام جعفر صادق وفات يافت . ابن كثير دوست ندارد كه بيش از اين چيزى بگويد . امثال ابن كثير ، پيش از وى و پس از او ، فراواناند .
از شگفتانگيزترين چيزهايى كه ديديم اين بود كه كسى چون محمد محى الدين ، كه به تحقيق و ضبط الفاظ در تصحيحات و تعليقاتش شهرت دارد ، درباره جعفر بن محمد ( ع ) سستى نشان داده و به كوتاهى گفته است : درگذشت محمد بن جعفر علوى [ 1 ] . ممكن است كه اين مسأله ناشى از اشتباه چاپى و يا اشتباه استنساخ از اصل كتاب باشد ، ولى به هر حال لازم است به اين لغزش توجه شود . بر تاريخ واجب است كه شخصيتى چون جعفر بن محمد ( ع ) را به بحث بگذارد و حقش را ادا كند ، چرا كه او برجستهترين شخصيت روزگار خود و عالمترين فرد امت به طور مطلق بود .
دور از حقيقت نخواهد بود اگر بگوييم كه امام صادق داناترين فرد عصر و شايستهترين مردمان براى پاسدارى از ديانت بود ؛ و نيز غير واقعبينانه نيست اگر بگوييم آن گامهايى كه امام در روزگار شكوفايى علم برداشت ، تجربهاى به مسلمانان بخشيد ، و به آنان آموخت مصلحى كه بزرگان امت و پيشوايان جامعه از او پيروى مىكنند بايد چگونه آدمى باشد ؛ و نيز روشن ساخت اگر علم ، استقلال جوهرى خود را حفظ كند و دانش با حقيقت وجوديش بر جان جامعه انسانى سيطره پيدا كند ، بدون آنكه به زور نياز باشد ، چگونه علمى خواهد بود . اساسا حق اين است كه علم به خاطر حقيقت آن مطلوب باشد ، نه اينكه از طريق زور و نيرنگ خود را تحميل كند .
بسيارى از كسانى كه زندگى امام صادق را مورد بررسى قرار دادهاند ، راه محافظهكارى و پنهانكارى را برگزيدهاند ؛ از اين رو بررسيها و مطالعات سطحى از محدودهء احتياط و تعصب فراتر نرفته است . با اينكه تصويرى كه از امام صادق در قاب تاريخ با دستى لرزان كشيده شده كاملا مطابق با واقع نيست ، در عين حال روشن و
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 80
مساهمون: اسد حيدر
ص٨٠