و ترويج مىنمودند . مزدوران بدين وسيله به معاويه تقرب مىجستند ، و عالمان فاسد در انتشار داستانهاى دروغين او را يارى مىكردند ؛ سرانجام كار به جايى رسيد كه در شام مجالس وعظ با دشنام على ( ع ) به پايان مىرسيد . [ 25 ] با اين همه معاويه مىانديشيد كه چنين اعمالى زياد مفيد فايده نخواهد بود ، زيرا كه اين اعمال از روى ترس و وحشتآفرينى صورت مىگيرد و طولى نخواهد كشيد كه همه چيز دگرگون مىشود . بنابراين معاويه دست به كار ديگرى نيز زد و آن مقرب ساختن دشمنان على ( ع ) و نزديك شدن به كسانى بود كه به عنوان پيروان عثمان شناخته شده بودند . معاويه به آنان هداياى زياد بخشيد و مهربانى بسيار كرد ؛ نام آنان و قبيلهشان را ثبت كرد تا به آنان اعتبار بخشيده باشد ؛ و اين اسامى به مقامات بلند پايه اموى گزارش مىشد تا از محبتها و بخششهايشان بهرهمند گردند . در چنين جوى بسيار كسان بودند كه از ترس تيغهء شمشير و هراس از زندان ، تنگى گور و سياهچال و تبعيد به معاويه تقرب مىجستند . در اين ميان شيعيان على ( ع ) تمامى اين فشارها را مىديدند ولى استوار بودند ، ستمهاى معاويه را تحمل مىكردند ، اما هرگز از ترس سر به نيست شدن و يا هراس گامهايشان نلرزيد و از عقيده خود دست نكشيدند .
پس از آن معاويه به قصد پيروزى بيشتر نقشه تازهاى طرح كرد ، و آن اين بود كه عدهاى فريبكار و دونمايه را استخدام كرد تا طبق سفارش و ميل او از زبان پيامبر حديث جعل كنند ، بدون اينكه از بازخواست شدن و يا مجازات دروغ بستن به خدا و رسول پروا نمايند . همانگونه كه بر سر راه ارتكاب جناياتى چون كشتار مسلمانان با كوچكترين سوء ظن و يا تهمت ، مصادره اموال ، بىحرمتى به نواميس مردم ، اسارت زنان ، ويرانى خانهها ، افكندن اجساد در كوچهها و خيابانها ، كشتن افراد در مساجد ، دستگيرى افراد بىگناه به اتهامات دروغين و موارد بسيارى از اين نوع اعمال كه دل هر مسلمانى از يادآورى آنها شرحه شرحه مىشود و جان از رنج بىتاب مىگردد ، به وسيله معاويه هيچ مانعى نبود .
و ما در اينجا از روزگار معاويه درمىگذريم ، چرا كه برشمردن و پىجويى كامل عملكرد معاويه در حوزه كار ما نيست ، آنچه كه محققان و عالمان مسلمان و تواريخ درست و مستند در اين باب گفتهاند كفايت مىكند و در اينجا مجال آن نيست كه صفحات كتاب را با بيان گسترده كردارهاى زشت و دردناك معاويه سياه كنيم .
تاريخ ، اعمال به دور از اسلام و عدالت معاويه را عليه او ثبت كرده است ،
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 52
مساهمون: اسد حيدر
ص٥٢