شيعيان ، على رغم تمامى مشكلاتى كه داشتند و على رغم همهء موانعى كه دشمنانشان بر سر راهشان پديد آوردند و تهمتهايى كه شنيدند ، هرگز از پيروى از اهل بيت دست نكشيدند و از گرد آنان پراكنده نشدند .
اين بود كه حكومتها همواره به شيعيان به دشمنى نگاه مىكردند ، شيعيانى كه هرگز سستى در كارشان نبود و فشار بر آنان نيز نتيجه مطلوب نداده بود . چون حاكمان از نفوذ در عقايد شيعى و انصراف شيعيان از معتقداتشان نااميد شدند ، راه تهمت را برگزيده و نسبتهايى به شيعه دادند كه خود به نادرستى آنها اطمينان داشتند . اما آنان آگاه بودند كه قدرت و سروريشان استوار نمىماند ، مگر اينكه دهانها را ببندند و جلو اعتراضات و انتقادات را نسبت به اعمالشان ، كه از موضع حاكم اسلامى فرمان مىراندند ، بگيرند . آنان كوشش داشتند به مردم تفهيم كنند كه خود بر حق و مخالفانشان بر باطلاند ، و تلاش مىكردند عداوت معترضان را در دلها بنشانند ، و كار به آنجا رسيد كه مخالفان را از اسلام بيرون شمردند ، و با نسبتهاى ناروا آنها را مورد آزار قرار داده ، و با آنان به شدت و بسيار سختدلانه برخورد كردند ، و تا آنجا پيش رفتند كه احكام اسلام را ناديده گرفته و از سنت صحيح نبوى خارج شدند ، در حالى كه شيعيان بر همان احكام و سنتها وفادار ماندند .
[ با اينكه در گذشته برخى از مخالفتهاى آنان را با احكام الهى و سنت نبوى صرفا به دليل اعراض از شيعيان برشمرديم ] اكنون نيز به چند نمونه اشاره مىكنيم :
ابن تيميه ، احمد بن عبد الحليم بن عبد السلام ( د 661 - 728 ه . ) در كتاب منهاج السنه هنگام بحث از تشبه به شيعه مىگويد : به دليل اعراض از تشبه به شيعه بود كه برخى از فقيهان بعضى از مستحبات را ناديده گرفتند ، چرا كه انجام آن مستحبات شعار و عقيدهء شيعى بود . هر چند ترك آن مستحبات گناه نيست ، اما انجام آنها مشابهت با شيعيان را به دنبال مىآورد ، و در اين صورت بين سنى و رافضى فرقى نمىماند ، و حال آنكه مصلحت مرزبندى با رافضيان بالاتر از مصلحت اجراى مستحبات است .
مؤلف حنفى كتاب الهداية گويد : هر چند انگشتر در دست راست كردن شرعى است ، اما چون رافضيان چنين مىكنند ما آن را در دست چپ مىكنيم .
غزالى گويد : شرعى همان است كه قبرها با زمين مساوى باشند ، اما چون
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 413
مساهمون: اسد حيدر
ص٤١٣