ابو عمار از ابو عصمه پرسيد : حديث فضايل قرآن را كه از عكرمه و او از ابن عباس به صورت سوره سوره نقل كردى ، از كجا آوردى ، در حالى كه شاگردان عكرمه چنين حديثى را به ياد ندارند ؟ او گفت : ديدم كه مردم قرآن را فراموش كرده و به فقه ابو حنيفه و مغازى محمد بن اسحاق روى آوردهاند ، اين حديث را جعل كردم .
به ابو عصمه گفته شد « نوح جامع » ، و ابن حبان گفت : او جامع همه چيز است ، جز صداقت و راستى .
بخارى مىگويد : ابن مبارك به وكيع گفت : محدثى داريم كه او را ابو عصمه گويند ؛ او همان گونه كه معلى بن هلال حديث جعل مىكرد ، حديث مىسازد . [ 73 ]
ابن حجر در شرح حال او گويد : جملگى اتفاق دارند كه او دروغگوست . [ 74 ]
عباس بن مصعب گويد : پدر نوح بن ابو مريم مجوسى و نامش نيز « مابنه » بود . چون او به قضاوت مرو گمارده شد ، ابو حنيفه زنده بود و نامهاى به او نوشت و موعظهاش كرد . [ 75 ]
درباره ابو عصمه و شهرتش به حديثسازى ، بيش از اين سخن گفتن جايز نيست . در واقع او با سخنى كه از ابو حنيفه نقل كرده ، خواسته است مردم را در مورد عقيده شيعه در باب صحابه ( رضوان الله عليهم ) گمراه كند .
جاى تأسف است كه اين سخن ساختگى در ذهن بسيارى از نويسندگان اصولى و روايى گذشته و حال چندان اهميت و اعتبار يافته كه به استناد آن ادعا مىكنند كه شيعه به تمامى صحابه طعن مىزند .
اگر به راستى آنان اصرار دارند كه روايت ابو عصمه را درست بدانند ، و اگر واقعا اين جمله از ابو حنيفه است و او عليه شيعه شهادت داده ، ما از آنان مىپرسيم چگونه است كه ابو حنيفه ديگران را از چيزى بازمىداشت كه خود به آن عمل مىكرده است ؟
مشاهده مىكنيم كه ابو حنيفه به نزد عالمان شيعى مىرفته ، از آنان حديث مىشنيده ، و احاديثشان را نقل مىكرده است . اين مسانيد ابو حنيفه و كتب شاگردان اوست كه انباشته از رواياتى است كه ابو حنيفه از محدثان شيعى نقل كرده است ، و به عنوان نمونه مىتوان به كتاب الآثار ، الخراج ، الرد على الاوزاعى و . . . اشاره كرد .
براى روشنتر شدن حقيقت ، اسامى برخى از مشايخ شيعى ابو حنيفه را ، به اختصار ، در اينجا مىآوريم ، كه روايات او در مسانيد و آثار شاگردانش آمده است .
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 404
مساهمون: اسد حيدر
ص٤٠٤