آزمايش وجود ندارد و اين امكان در برنامه كلى الهى وجود دارد كه بدون اين نظارت و به طور خودكار و در هر شرايطى به نتيجه خود برسد .
( 1 ) اما هدف از برنامه جديد نه تنها تحقق فرآيند فوق ، بلكه وصول به اهداف عالى انسانى در سطح همه جهان است كه اين نيز به دو امر به هم پيوسته ، بستگى دارد :
1 . عمقبخشى به فرآيند آزمايش به دنبال تعميق فرهنگ اسلامى كه در جهان آن روز اعلان خواهد شد و نيز سختگيرى نسبت به مردودشدگان در اين فرآيند تا جايى كه ممكن است به كشتن آنها بيانجامد زيرا اين افراد با جامعه عدل مطلق ، همنوا و هماهنگ نيستند ؛
2 . در اختيار نهادن فرصت كافى به افرادى كه شايستگىهاى و الا و فرهنگ عميقى ندارند ، براى رسيدن سريع ، ساده و گستردهتر آنها به نتيجه برنامه جديد . اين امر تحت نظارت دولت عدل اجرا مىگردد .
اين دو امر با يكديگر منافاتى ندارند بلكه هر دو در رسيدن به نتايج مورد انتظار ، هماهنگاند .
( 2 ) مطلب اول در كنار مطلب دوم ، وضوح و اهميت بيشترى پيدا خواهد كرد زيرا كسى كه در فرآيند آزمايش و پالايش ، به رغم وجود فرصتهاى كافى براى موفقيت مردود شده است ، از كسى كه چنين فرصتى در اختيار نداشته ، جرم بيشترى دارد و از حق و عدالت دور تر است . اين يكى از فرقهايى است كه برنامه جديد و برنامه گذشته در نتايج با يكديگر دارند .
( 3 ) در حالى كه برنامه گذشته از بىمسئوليتى انسانها ناشى مىشد « 1 » ، برنامه جديد كاملا برخاسته از احساس مسئوليتپذيرى آنهاست . شايد مهمترين دليل اين باشد كه اجراى عدالت در برنامه گذشته به معنى مخالفت با رويكردهاى عمومى در جهانى است كه لبريز از جور و ستم مىباشد تا آنجا كه در بعضى روايات آمده است شخص ديندار مانند كسى است كه پارهاى آتش بر كف دست دارد .
بديهى است چنين كارى نيازمند ارادهاى محكم و پولادين مىباشد و البته ناتوانى از آن نيز موجب مسئوليتى بزرگ و جرمى سنگين نخواهد بود . اما در برنامه جديد چنين نيست زيرا در اين برنامه ، اجراى عدالت ، همسو با رويكرد عمومى جهانى است كه آكنده از عدل و داد است و انحراف از آن به معنى مخالفت با جريان عمومى جامعه است در نتيجه مسئوليت فرد از اهميت ويژهاى برخوردار است و شانه خالى كردن از زير بار آن مجازات به دنبال دارد .
( 4 ) اينها كه بر شمرديم ، اصول مهمىاند كه اينك در دوران پيش از ظهور مىتوانيم آنها را پيشبينى نماييم . به مدد اين اصول و مانند آنهاست كه حضرت مهدى عليه السّلام خواهد توانست به سرعت و سهولت به تعليم و تربيت امت اسلامى اقدام ورزد . البته پس از سيطره كامل بر ساير بخشهاى جهان ، اين اصول در تربيت ديگر مردمان نيز به كار خواهد آمد . چگونگى اين چيرگى و تسلط را در فصل آينده به بحث خواهيم نشست .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 451 به بعد .