گفت بيگانگى اين مطلب از تفكر جهانى امام مهدى عليه السّلام آشكار و هويدا است زيرا در اينجا مفروض ، اهتمام و توجه به مجموعهاى محدود از انسانهاست و نه مجموعه بشريت ، و پرواضح است كه اهتمام دولت جهانى معطوف به مصالح و آرمانهاى همه بشريت است و نه گروه محدودى از آنها كه داراى ويژگى خاصى هستند .
( 1 ) اشكال : درست است كه نژادپرستى در حكومت جهانى امام مهدى عليه السّلام جايى ندارد ، اما ملتها با نژادهاى مختلف مىتوانند به ويژگىهاى بومى خود اهتمام ورزيده و توجه نمايند ، بىآن كه دولت مركزى امام عليه السّلام بخواهد به آن ويژگىهاى قومى عنايتى داشته باشد و آنها را در كانون توجّهات خود قرار دهد .
پاسخ : اين نيز غير ممكن است زيرا اين رويكرد از چند جهت با عدالت كامل مخالف مىباشد .
بديهىترين آنها اين است كه در نتيجه آزادى تفاخر قومى و تمركز نژادى ، بين نژادهاى مختلف كشمكش و درگيرى روى مىدهد ؛ امرى كه به طور كلى با روح عدالت منافات دارد .
آرى ممكن است رويكردهاى فردى پراكندهاى كه ناشى از عدم درك و شعور در روزگار پيش از ظهور است و متضمن حس اهميت دادن به نژاد يا طبقه مىباشد باقى بماند . ليكن آن هم تحت تربيت متمركز و مستمرى كه دولت جهانى بر طبق برنامه عدالت مدار و كامل الهى به آن اقدام مىورزد ، به تدريج از بين مىرود .
( 2 ) سطح سوم : استدلال به اخبارى كه بر نفى نژادپرستى در دولت امام عليه السّلام دلالت مىكند . اين اخبار بر چند گونه است :
اول : رواياتى كه حكومت امام مهدى عليه السّلام بر عربها را سختگيرانه و توأم با شدّت توصيف مىكند . اين بدان دليل است كه اكثريت عرب در فرآيند آزمايش و پالايش الهى در زمان غيبت ناموفق بوده و طبق شريعت اسلامى رفتار ننمودهاند . حال آن كه اگر امام عليه السّلام نژادپرست باشد ، بايد به همزبانان خود ( عربها ) تمايل پيدا نمايد . در اين مورد اخبارى كه فريقين نقل كردهاند يكديگر را تأييد مىكند :
( 3 ) بخارى از زينب دختر جحش نقل كرده است :
استيقظ النّبىّ من النّوم محمرّا وجهه يقول : لا إله إلّا اللّه ويل للعرب من شرّ قد اقترب . . . « 1 »
پيامبر از خواب بيدار شد در حالى كه چهرهاش سرخ شده بود و مىفرمود : لا إله الا اللّه ، واى بر عرب از شرّى كه نزديك مىشود . . .
و تأسف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و هشدار ايشان بر انحراف عرب و عدول آنها از شريعت او ، به قرينه حديث زير كه مىفرمايد :
فإنّى لأرى الفتن تقع خلال بيوتكم كوقع المطر « 2 »
بىترديد مىبينم فتنههايى را كه همچو باران بر شما فرود مىآيد .
هامش
( 1 ) . البخارى ، محمد بن اسماعيل ، همان ؛ ج 9 ، ص 60 .
( 2 ) . همان .