طرح شعارهاى نژادپرستانه ، دايره دعوتش محدود مىگردد و اين بر خلاف ضرورت و تواتر درباره جهانى بودن دعوت امام عليه السّلام است . در آن صورت هدف ظهور آن حضرت و هدف اساسى كه در برنامه كلى الهى است ، محقق نمىگردد .
( 1 ) اشكال : امام مهدى عليه السّلام بالضرورة و با دلايل قطعى و متواتر ، بر تمام جهان استيلا پيدا خواهد كرد اما اين منافاتى ندارد با اين كه حضرت برخى از شكلهاى نژادپرستى را به رسميت بشناسد .
پاسخ : آرى اگر استيلاى امام عليه السّلام بر جهان پس از نبردى صرفا نظامى باشد ، اين اشكال پذيرفتنى است ؛ زيرا جنگ براى سلطه ، هم با نژادپرستي مىسازد و هم با ردّ آن ؛ در نتيجه مجرد سلطه بر جهان ، دليل بر ناپسندى و محكوميت نژادپرستى نيست .
( 2 ) امّا سيطره بر دنيا تنها با نبرد نظامى صورت نمىپذيرد بلكه دعوت امام دعوتى است اعتقادى و برنامهاى است عدالت محور براى همه انسانها با هدف تربيت صحيح و شايسته آنها تا عبوديت به معنى واقعىاش بر روى زمين تحقق يابد ؛ هم چنان كه غرض اساسى از خلقت و پديدار شدن روز موعود هم در عبوديت الهى نهفته است .
( 3 ) دعوت اگر به اين صورت جهانى باشد با نژادپرستى به طور كلى منافات دارد و اين مطلب با عنايت به دو امر معلوم مىگردد :
1 . اجراى حقيقى عدالت و نيز تربيت عدالت مدار ، تنها در فضايى آكنده از انسجام و پذيرش روانى فرد و جامعه امكانپذير مىگردد تا كه قواعد اساسى و رفتارهاى پسنديده در زندگى انسانها ثبات و استحكام يابد . اما در جو تنفر و بيزارى ، امكان دست يا بى بشر به امثال آن نتايج نيكو وجود نخواهد داشت و عبوديت كامل تحقق نمىپذيرد و در نتيجه غرض اصلى از آفرينش دچار خلل مىگردد .
( 4 ) 2 . پذيرش انديشه نژادپرستى در هر شكل آن به اين معنى است كه نژادى كه به رسميت شناخته نشده و نظام حكومتى هم آن را در برابر نژاد برتر سركوب و تحقير نموده ، در آن نظام احساس غربت كند و دچار عقدههاى روانى و تنفر و بيزارى از آن نظام گردد .
( 5 ) هرگاه جهان را هم چون يك واحد در نظر بگيريم ، نژادى را نخواهيم يافت كه اكثريت جمعيت جهان را تشكيل دهد . اگر حكومتى جهانى ، نژادى را بر گزيند و آن را برترى بخشد ، در واقع مصالح اقليتى از مردم را در نظر گرفته و با اين كار اكثريت مردم را پست و بىمقدار به حساب آورده است .
اينجاست كه اكثريت در برابر حكومت ، كينه خواهند ورزيد و تربيت صحيح و مطلوب ناممكن مىشود ؛ در نتيجه غرض اصلى از آفرينش حاصل نمىگردد . ولى چون تخلّف از اين غرض ، محال است در مىيابيم كه دولت جهانى مهدوى به منظور دستيابى به تربيتى عادلانه براى تمامى بشريت ، مخالف هرگونه نژادپرستى و فرق نهادن بين انسانها است .
( 6 ) اشكال : در دوران معاصر مفهوم نژادپرستى دستخوش تغييراتى شده است و ديگر به معنى برترى نژادى بر نژاد ديگر نيست بلكه به معنى اهتمام و عنايت به مصالح مجموعهاى از انسانهاست كه در زبان ، تاريخ ، وطن و آرمانها اشتراك دارند .
پاسخ : با چشمپوشى از اين تغييرات مفهومى كه هم چنان عنصر خود خواهى را در خود دارد بايد
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 80
مساهمون: حسن سجادپور
ص٨٠