جامعه مؤمن را تا پايان زندگى بشر ثابت مىنمايد و به وضوح با انديشه وجود جامعه فاسق پيش از برپايى قيامت منافات دارد .
( 1 ) همچنين اين سخن كه « دولت ما آخرين دولت است » به آشكارى گوياى اين است كه پس از دولت حق تا پايان عمر بشريت ، دولت ديگرى نخواهد آمد . پس وقتى دانستيم جامعه بشرى هيچگاه نمىتواند بدون حكومت يا دولت به سر برد و از سوى ديگر جامعه منحرف به طور معمول موجب انحراف دولتها مىشود ، نتيجه مىگيريم كه دولت حق تا آخرين دوره زندگى انسان ، تداوم خواهد داشت . با وجود اين اشكالات ، آن اخبار از امكان اثبات تاريخى ساقط مىشود و دليلى براى اين سخن كه « قيامت جز در زمان انسانهاى تبهكار برپا نمىشود » نخواهيم داشت .
( 2 ) محور سوم : برداشت جديد و متكاملى از خبر « لا تقوم الساعة الا على شرار الخلق » .
در اين موضوع ناگزير از پذيرش اين روايات و يا وانهادن آنها هستيم . اينك هر يك از اين دو راه را به بوته نقد گذاشته و بررسى مىنماييم :
الف ) پذيرش روايات : برنامه كلى الهى براى دوران پس از ظهور ، پس از آن كه به هدف سترگ خود كه تحقق جامعه معصوم بود ، جامه عمل پوشانيد و حكومت انتصابى جاى خود را به شوراى حكومتى داد ، در اين صورت هدف والاى آفرينش انسان كه پديد آمدن روح پرستندگى در سراسر زمين است ، تحقق مىيابد ؛ به ويژه آن كه اين جامعه تا روزگارى دراز ، در اوج تعالى و شكوه باقى بماند . در اين زمان - مطابق اين برداشت - برنامه جديدى شروع مىشود كه آخرين برنامه خداوند براى جامعه بشرى است و هدف از آن پديد آوردن جامعهاى كافر كيش و منحرف است كه قيامت در زمان آنها برپا مىگردد .
( 3 ) ما با فهم اين زمانى خود خواهيم توانست خطوط كلى اين برنامه كلى را دريابيم .
انگيزه نيرومند ايمانى كه امام مهدى عليه السّلام در ميان بشريت پديد مىآورد و مهدىهاى دوازدهگانه بعد از او در طى صدها سال شعلههاى آن را فروزان نگاه مىدارند تا آن كه در نهايت جامعه معصوم پديد آيد ، اين انگيزه ايمانى در زمانى كه امر رهبرى جامعه از انتصاب به انتخاب تغيير شكل مىدهد ، تا حدودى در معرض خطر قرار مىگيرد .
اما اين انگيزه تا زمانى كه پايگاه رفيع عصمت در آن جامعه محفوظ باشد ، تا نسلهاى متمادى به صورتى ناب و قوى باقى خواهد ماند مگر آن كه نسلهاى بعدى از اين درجه رفيع به تدريج تنزل كنند و عوامل شر و زشتى در وجود آنها رشد نمايد . در اين هنگام حفظ و صيانت از عصمت به ميزان كافى وجود نخواهد داشت زيرا برنامه كلى الهى بر اين تعلق گرفته است كه اين ويژگى به تدريج از جامعه بشرى رخت بر بندد .
( 4 ) در انتخابات ، اوليايى بر سر كار مىآيند كه هر چند از عدالت بارزى برخوردار باشند ولى نه مهدى عليه السّلام را ديدهاند ، نه معاصر جانشينان هدايتگر او بودهاند و نه از تربيت ويژهاى برخوردار بودهاند . از اين رو هر حاكمى تمامى توش و توان خود را در عقب راندن جبهه منحرفان به كار مىبندد اما موفق به شكست آنها نخواهد شد . مردم به اوضاع سياه پيش از ظهور بازخواهندگشت و
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 569
مساهمون: حسن سجادپور
ص٥٦٩