تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
مصلحت مهم و قابل توجهى براى اين كار پيش نيايد - و فرض آن است كه اين مصلحت پيش نمىآيد - چنين كارى ظلم به مردم است . ( 1 ) بنابراين ، توجه به تربيت امت كه نتيجه آموزه‌هاى امام مهدى عليه السّلام و انگيزه ايمانى است كه او در ميان امت پديد آورده است و همين انگيزه و الا هم آنها را به جامعه معصوم خواهد رساند ، هم چنان باقى خواهد ماند و اثر آن تا پايان زندگى بشر از بين نخواهد رفت زيرا آگاهى و بيدارى يك جامعه وقتى كه در بالاترين سطح خود قرار داشته باشد ، زوال‌پذير نخواهد بود . بلكه وجود مشكلات و حوادث در اين جامعه ، آن آگاهى و بيدارى را ريشه‌دارتر خواهد كرد . هم چنان كه گفتيم با آغاز تشكيل دولت عدل جهانى و پيش از رسيدن به جامعه معصوم ، باران امدادهاى الهى بر جامعه بشرى باريدن خواهد گرفت . اين بركات در جامعه‌اى رخ مىدهد كه امام مهدى عليه السّلام در آن نقش رهبرى دارد . اما با رسيدن جامعه بشرى به مرزهاى عصمت ، هر چند امام عليه السّلام حضور ندارد ، ولى پايه‌هاى آن جامعه استوارتر مىگردد و نظام اسلامى به طور كامل‌ترى به ايفاى نقش مىپردازد و امدادهاى الهى بيشتر شده و همه افراد جامعه را دربرمىگيرد . با اين حساب چگونه مىتوان از انحراف و طغيان آنها سخن گفت ؟ ( 2 ) افراد جامعه بشرى همواره در رشد و بالندگى معنوى خواهند بود تا آنجا كه همگان در انتظار لقاء اللّه لحظه شمارى مىكنند و از رسيدن به مقام رضاى الهى و برخوردارى از نعمت‌هاى ماندگار او در سرور و خوش‌حالى به سر برند . در نتيجه خداوند بزرگ آنها را از عالم خاك نجات داده و مرگ را در مشامشان همچون دسته گلى خوشبو مىسازد و آنها را به نزد خود فرا خوانده در جوار رحمت بيكرانش جاى مىدهد . بدين وسيله ، دوران زندگى بشر بر كره خاك پايان مىپذيرد و قيامت آغاز مىگردد . ( 3 ) بدين ترتيب نيازى به اين فرض كه حجت الهى چهل روز پيش از برپايى قيامت رحلت مىكند و يا اين فرض كه بشر در واپسين دوران زندگىاش به ورطه فساد فرو مىرود ، نخواهيم داشت ؛ زيرا هر دوى اين فرضيه‌ها از رواياتى نقل شده است كه در قسمت « ب » نادرستى آنها را ثابت كرديم . ( 4 ) برپايى قيامت در اين شرايط ، منطقى است زيرا هدف آفرينش بشر كه پديد آمدن روح والاى پرستندگى در وجود او است ، در دوران جامعه معصوم به طور كامل تحقق يافته و هدف ديگرى باقى نمانده است . بدين ترتيب كار آدمى در قفس خاك به پايان مىرسد و چاره‌اى جز پرواز ندارد . اين زنجيره فكرى كه بيان شد ، بر پايهء نادرستى اخبار « لا تقوم السّاعة إلّا على شرار النّاس » شكل گرفته است و با قراين و اصول كلى اسلامى هم‌سازتر مىباشد ؛ گذشته از اينكه آن اخبار شايستگى اثبات تاريخى را نيز ندارند . به يارى خداوند بزرگ ، در كتاب بعدى خود تفسيرى ژرف‌تر و همه جانبه از پايان زندگى بشر ارائه خواهيم نمود .