تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
اهل زمين خشم گيرد ، اسرافيل را فرمان دهد تا در صور بدمد . او نيز در حال غفلت مردم چنين خواهد كرد . ( 1 ) محور دوم : نقد اين روايات به دليل برخى اشكالات ، نمىتوان به بيشتر اين روايات استدلال كرد و از اين رو جز تعداد اندكى از آنها باقى نمىماند . در خبرى كه مسلم نقل كرده ، نخست دربارهء خروج مردم از طاعت پروردگار و پيروى از شيطان و به دنبال آن ، بت‌پرست شدن آنها سخن به ميان آمده است . اينها پيش از ظهور روى مىدهد ، سپس در صور دميده مىشود ؛ يعنى زندگى بشر به پايان مىرسد . ( 2 ) با اندك دقتى در اين خبر ، در مىيابيم خاتمه عمر بشريت در آن جو منحرف و فاسد رقم نمىخورد زيرا اين دو بخش با حرف « ثمّ » به يكديگر عطف شده كه دليل بر جدايى و ناپيوستگى است . در نتيجه اگر اين خبر ، دليلى بر ماندگارى بشر پس از پديدارى آن جامعه فاسق نيست ، دست كم دليلى بر پايان يافتن آن نيز نيست . ( 3 ) خبرى كه ابو داوود نقل كرده است ، يكسره دلالتى بر مضمون مورد بحث ندارد ؛ زيرا در آنجا آمده است : « مردم به گاه طلوع خورشيد از مغرب ، همگى ايمان مىآورند » و بيش از اين نمىگويد . حال آن كه مراد از خورشيدى كه از مغرب سر بر مىآورد ، مهدى عليه السّلام است كه از پس پرده غيبت بيرون مىآيد و در آن هنگام ، توبه افراد فاسق پذيرفته نمىشود . « 1 » همچنين خبر ديگرى كه او از حاكم نقل كرده است و در آن آمده : « لا مهدىّ إلّا عيسى بن مريم » ، مورد نقد و سپس ردّ عالمان عامه و خاصه قرار گرفته است كه پيشتر گذشت و نيازى به تكرار آن نيست . ( 4 ) خبر بعدى كه از معالم الزلفى نقل گرديد ، خبرى مرسل و ضعيف بوده و دربردارنده مضامينى دست خورده و غير واقعى است . با مراجعه به منبع اين خبر مىتوان صحت اين ادعا را دريافت . بدين ترتيب دو خبر براى ما باقى مىماند : 1 . خبرى كه از حاكم نقل گرديد ؛ 2 . خبرى كه از شيخ طوسى بيان شد . ( 5 ) خبر شيخ خالى از اشكال نيست زيرا نه از معصوم بلكه از عبد اللّه بن جعفر حميرى نقل گرديد ؛ كه وى در آن به بيان اعتقادات خويش پرداخته است و هر چند او از عالمان صالح مىباشد اما اعتقادش لزوما اثبات تاريخى را به دنبال ندارد . به هر روى ، هر دو خبر با اشكالى مشترك روبروست ؛ زيرا مطالبى از اين دست كه : « قيامت جز در زمان انسان‌هاى تبهكار و شرور برپا نمىشود » ، از اصول اعتقادى دينى است و بديهى است كه اصول اعتقادى ، با خبر واحد - اگر چه سندى درست و مضمونى روشن نيز داشته باشد - ثابت نمىگردد و تنها راه اثبات آن ، خبر متواتر و قطعى است . و اين اخبار ، گذشته از نقدهاى ديگر ، متواتر
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 596 .