تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
مَوْتِهِ . »
« 1 » سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، زود است كه فرزند مريم ( مسيح ) به عنوان داورى عادل در ميانشان فرود آيد و صليب را بشكند ، خوك را بكشد ، جزيه را برقرار كند و آن قدر از اموال [ به مردم ] بدهد كه ديگر كسى آن را نپذيرد و وضع آن گونه شود كه يك سجده براى خدا بهتر از دنيا و هر چه در آن است خواهد شد . آنگاه ابو هريره مىگويد : اين آيه را بخوانيد : « و از اهل كتاب كسى نيست مگر آن كه پيش از مرگ خود حتما به او ايمان مىآورد . » مسلم نيز اين روايت را نقل كرده است ، با اين تفاوت كه تعبير « حكما مقسطا » را آورده است . البته وى با سندهاى ديگر ، « اماما مقسطا » و « حكما عدلا » نيز آورده و در روايت سومى كه آورده ، اساسا اين تعبير وجود ندارد . « 2 » ( 1 ) مسلم از ابو هريره مانند اين روايت را نقل كرده است ، تا آنجا كه نبى خاتم صلّى اللّه عليه و آله فرمايد : . . . و ليضعن الجزية ، و لتذهبن الشحناء و التباغض و التحاسد ، و ليدعونّ إلى المال فلا يقبله أحد . « 3 » او ( مسيح عليه السّلام ) جزيه را بر مىدارد ، كشمكش ، كينه‌ورزى و حسادت از ميان مىرود و او از مردم براى گرفتن اموال دعوت مىكند اما كسى آن را نمىپذيرد . ( 2 ) همو از جابر بن عبد اللّه نقل كرده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : لا تزال طائفة من أمّتي يقاتلون على الحقّ ، ظاهرين إلى يوم القيامة . . . فينزل عيسى بن مريم صلّى اللّه عليه و سلّم ، فيقول أميرهم : تعال صلّ بنا ! فيقول : لا ، إنّ بعضكم على بعض أمراء ، تكرمة اللّه هذه الأمّة . « 4 » گروهى از امت من همواره بر اساس حق خواهند جنگيد و تا روز قيامت غلبه با آنهاست . . . پس عيسى بن مريم عليه السّلام فرود مىآيد و امير آنها ( مهدى عليه السّلام ) به او مىگويد : پيش بيا تا به امامت تو نماز بگزاريم ، اما او پاسخ مىدهد : امير شما از خود شماست ، زيرا خداوند اين امت را تكريم كرده و بزرگ داشته است . ( 3 ) همچنين مسلم در حديثى بلند از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله پس از ياد كرد از دجال آورده است : فبينما هو كذلك ، إذ بعث اللّه المسيح بن مريم ، فينزل عند المنارة البيضاء شرقى دمشق بين مهرودتين واضعا كفّيه على أجنحة ملكين ، إذا طأطأ رأسه قطر و إذا رفعه تحدر منه جمان كاللؤلؤ . فلا يحلّ لكافر يجد منه ريح نفسه إلّا مات فيطلبه حتّى يدركه بباب لدّ فيقتله . ثمّ يأتى عيسى بن مريم قوم قد عصمهم اللّه منه ، فيمسح عن وجوههم و يحدّثهم بدرجاتهم فى الجنّة . فبينما هو كذلك ، إذ أوحى اللّه إلى عيسى : إنّي قد أخرجت عبادا لى لا يدان لأحد
هامش
( 1 ) . همان ؛ ج 4 ، ص 205 . ( 2 ) . النيشابورى ، مسلم بن الحجاج ، همان ؛ ج 1 ، ص 93 . ( 3 ) . همان ؛ ص 94 . ( 4 ) . همان ؛ ج 1 ، ص 95 .