و برقها و شادىهاى موهوم در مدنيت مدرن اشاره مىكند كه مردم آن را زيبا و با شكوه مىپندارند اما در واقع چنين نيست .
« بر مركبى سوار مىشود كه هر گامش يك ميل است » . تمثيل زيبايى است از شعارها و شيوههايى كه مدنيت معاصر به كمك آن جهان را به تسخير خويش در آورده است .
( 1 ) « زمين در زير پايش گام به گام و منزل به منزل فرو مىپيچد » اين مطلب با اختراع وسايط نقليه زمينى و هوايى رخ داده است و به معنى طى الارض نيست زيرا در طى الارض ، مفهوم حركت سريع نهفته است و احتمال معجزه نيز در آن نمىرود در نتيجه همان برداشت درست مىباشد .
( 2 ) « با بانگ بلند فرياد مىزند و اهل شرق و غرب آن را مىشنوند . » اين فراز از حديث به معنى بلند بودن صداى او نيست بلكه بدان معنى است كه از دستگاههاى پيشرفته رسانهاى بهره مىگيرد .
اينكه در مورد دابة الارض گفته شده : « سرش را كه بلند كند ، بين شرق و غرب جهان ( همه جهان ) را مىبيند . » مىتوان آن را به پخش برنامههاى تلويزيونى تفسير كرد .
خوب است از ياد نبريم اين پيشگويى كه : « پيش از ظهور ، گروهى از ياران قائم در وسط روز در ميان ابرها سفر مىكنند . » اشاره به سفر با هواپيما دارد . اين صنايع پيشرفته تا پس از دورهء ظهور نيز باقى خواهد ماند و اگر پيش از ظهور نيز جنگى جهانى در گيرد ، در نهايت گروهى از نخبگان از آن جان سالم به در خواهند برد و همينان ، هسته مركزى نهضت علمى و فناورى را در بالاترين مراتب آن با تشويق و دعوت امام مهدى عليه السّلام بنيان خواهند نهاد و فرآوردههاى آن صنايع فوق مدرن در خدمت اهداف عالى دولت عدل جهانى قرار خواهد گرفت .
( 3 ) محور دوم : رواياتى كه از وجود صنايع و ابزار پيشرفته در عصر پس از ظهور خبر دادهاند .
آيت اللّه صافى به نقل از ابو ربيع شامى روايت كرده است كه امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود :
إنّ قائمنا إذا قام مدّ اللّه لشيعتنا فى أسماعهم و أبصارهم حتّى لا يكون بينهم و بين القائم بريد ، يكلّمهم فيسمعون و ينظرون إليه و هو فى مكانه . « 1 »
قائم ما كه ظهور كند خداوند گوشهاى شيعيان ما را شنوا و چشمانشان را بينا مىسازد تا آنجا كه ديگر بين آنها و قائم پيكى نخواهد بود بلكه او با آنها سخن مىگويد و آنها او را مىبينند و سخنانش را مىشنوند در حالى كه او در جاى خود قرار دارد .
( 4 ) آيت اللّه صافى و نيز علامه مجلسى از ابن مسكان نقل كردهاند كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود :
إنّ المؤمن فى زمان القائم و هو بالمشرق ليرى أخاه الّذى فى المغرب و كذا الّذى فى
هامش
( 1 ) . الصافى الگلپايگانى ، لطف اللّه ، همان ؛ ص 483 .