اثبات كلى نيز كافى است .
( 1 ) ويژگى سوم : تكامل و فرزانگى فوق عصمت شخص امام عليه السّلام در عرصه رهبرى و پيشوايى و نيز آگاهىاش از قوانين جامعه و تاريخ ؛ آن چنان كه كسى جز او چنين دانشى ندارد . « 1 »
همه پيشوايان معصوم ، توانايى رهبرى جهان را دارند اما امام مهدى عليه السّلام كه مطابق برداشت شيعى عمرى دراز داشته و با صدها نسل از انسانها هم عصر بوده است ، توانايى رهبرى در او به حد كمال رسيده و مىتواند سريعتر ، آسانتر و ژرفتر به اهداف مورد نظرش دست يابد .
( 2 ) نوع سوم : ضمانتهايى كه از خصوصيات ياران او سرچشمه مىگيرد :
قبلا در اين باره به طور مبسوط سخن گفتيم و از شجاعت و اخلاص آنها نسبت به عقيده و هدف و امامشان كه هر يك نقطه قوتى بزرگ و ضمانتى براى پيروزى انقلاب مهدوى است ، ياد كرديم . اما خوب است در اينجا به موضوع ديگرى نيز اشاره نماييم و آن دانش ، فقاهت و تدبير درست آنان در مورد مسائل اجتماعى است كه در رواياتى از آنها سخن به ميان آمده است . « 2 »
( 3 ) در فصل آينده خواهيم گفت آنها چگونه اين دانش ژرف و وسيع را در حيطه مديريت جهان به دست آوردهاند . اما در اينجا مناسب است به اين پرسش پاسخ دهيم كه به اين همه فقيه و فرمانروا چه نيازى هست ؟ و چرا اگر كمتر از تعداد معيّنى باشند ، موفقيت دولت جهانى حضرت ولى عصر عليه السّلام ممكن نمىگردد ؟ از اينجا استفاده مىشود متصف بودن آنها به اين خصوصيات و نيز شمار كافى آنها ، از جمله مهمترين ضمانتهاى موفقيت در تحقق عدالت جهانى است . همچنين استفاده مىشود كه اقتضاى برنامه الهى براى دوران پيش از ظهور ، به وجود آمدن آنان براى موفقيت دولت جهانى است ؛ زيرا اولا آنها در هنگام فتح جهان فرماندهان سپاه موعود مىباشند و ثانيا پس از استقرار دولت جهانى ، حاكمان و فرمانداران مناطق مختلف جهان خواهند شد .
( 4 ) براى روشن شدن اين موضوع شايسته است چند مقدمه را يادآور گرديم :
مقدمهء نخست : بر اساس فقه اسلامى شخص حاكم ناگزير بايد جامع شرايطى ويژه و شايستگىهايى خاص باشد تا بتواند عهده دار اين منصب مهم و حساس گردد . همچنين در فقه اسلامى آمده است قاضى بايد داراى شرايط معينى باشد تا حكم او از نظر اسلام نافذ باشد و بتواند به دعاوى مردم رسيدگى نمايد .
( 5 ) عدالت و فقاهت مهمترين شرط مشترك بين حاكم و قاضى است . مراد از عدالت ، بالاترين درجه اخلاص و ايثار است كه صاحبش را از نافرمانى و سرپيچى از دستور پروردگار بازمىدارد و منظور از فقاهت ، آگاهى عميق و وسيع از احكام شرعى است كه در عصر پيش از ظهور ، « اجتهاد » ناميده مىشود .
هامش
( 1 ) . الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 514 - 517 .
( 2 ) . ر . ك : ابن طاووس ، على بن موسى ، همان ؛ ص 171 .