تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
( 1 ) نكته دوم : نوع وحى در اين موارد با يكديگر متفاوت است . درباره زنبور چيزى بيش از غريزه‌اى كه زندگى او را سامان دهد ، نيست و نشان از آن دارد كه آفريننده هستى با حكمت و استوارى ، زندگى او را تدبير كرده است . درباره مادر حضرت موسى عليه السّلام بيش از اين نمىتوان گفت كه از ذهن او گذشت و انديشيد كه فرزندش را در صندوقى بگذارد و در نيل رهايش سازد . او انديشيد كه اين فكر از درون خودش جوشيده است و از عالم بالا نيست . اما قرآن كريم به ما خبر مىدهد اين انديشه او ، نتيجه هدايت الهى بوده است . درباره مريم و حواريون بايد گفت ظاهر قرآن كريم وحى را ( لفظا و معنا ) براى آنها قائل شده است با اينكه احتمال دارد آن را « الهام » نيز بدانيم كه عبارت است از افكندن مفهومى در ذهن بدون به كار بردن الفاظ زيرا يكى از معانى لغوى وحى ، الهام مىباشد . به هر حال تشبيه امام مهدى عليه السّلام به اينان در آن روايت بيشتر از اين را ثابت نمىكند كه امام واجد كمترين آن مراتب است و بيشتر از آن جز با دليل ديگرى ثابت نمىشود . ( 2 ) نكته سوم : امام عصر عليه السّلام بىترديد از بزرگترين اولياى خداست و همين كه از سوى خداوند متعال براى تحقق هدف اصلى از آفرينش بشر و اجراى كامل عدالت ، برگزيده شده است ، كافى است كه او را بسيار بالاتر از مريم ، حواريون و مادر موسى بدانيم . ( 3 ) نكته چهارم : هر كمالى براى شخصى كه از جايگاه پايين‌ترى برخوردار است ، ناگزير براى هم رتبه او و حتى شخصى كه از او بالاتر است نيز وجود دارد ؛ به طور مثال هرگاه كاسبى خرده پا بتواند مغازه‌اى را بخرد ، به طور قطع يك بازرگان نيز مىتواند مثل آن مغازه يا بهتر از آن را خريدارى نمايد . ( 4 ) نكته پنجم : از نكته چهارم استفاده مىشود هر درجه‌اى كه براى آن افراد ثابت شود ، بنابر اولويت مىتواند براى امام مهدى عليه السّلام نيز وجود داشته باشد . البته اگر در اينجا تشبيهى هم مطرح باشد ، در كمترين مراتب آن مورد نظر است ؛ البته نه مرتبه ضعيفى كه براى زنبور عسل وجود دارد . ( 5 ) نكته ششم : از اين روايت براى تأييد « اصل الهام » در مورد امام زمان عليه السّلام بهره برديم اما اين روايت به تنهايى نمىتواند دليلى بر اين مطلب باشد ؛ زيرا : 1 - اين روايت جز كمترين درجه وحى را براى امام عليه السّلام ثابت نمىكند كه به هر حال از « اصل الهام » كمتر است : زيرا در الهام آن گونه است كه امام معصوم عليه السّلام هرگاه بخواهد چيزى را بداند خدا آن را به او مىفهماند . 2 - اين روايت ، مرفوع بوده و راويانش ناشناخته است . بنابراين شايستگى اثبات تاريخى را ندارد ؛ اما به هر حال اين نقطه قوت را دارد كه مخصوص امام مهدى عليه السّلام مىباشد بر خلاف روايات ديگر كه به طور عموم درباره همهء امامان معصوم عليهم السّلام است . ( 6 ) در نتيجه ويژگى دوم امام عليه السّلام به شكل كلى و نه به صراحت ، ثابت مىگردد . و به هر روى همين