تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
در مسند حاكميت سياسى باقى مىماند . وى از نزد امام عليه السّلام به پايتخت خود بازمىگردد و در هنگام ورود ، گروهى از كارگزاران دولتش كه در ميان آنها عده‌اى از تندروهاى صاحب نفوذ حضور دارند ، به پيشواز او مىآيند . در روايات مىخوانيم آن گروه تندرو كه از قبيله مادرى او ( قبيله كلب ) مىباشند از او درباره نتيجه مذاكرات مىپرسند وى پاسخ مىدهد كه با مهدى عليه السّلام بيعت كرده است . آنها كار او را محكوم كرده ، به نكوهش وى مىپردازند كه چگونه از اميرى دست كشيده ، زير دست و پيرو شده است . ( 1 ) سفيانى توان ايستادگى در برابر اطرافيان و وزيرانش را ندارد . از اين رو به مشورت پرداخته ، نظر آنان را جويا مىشود . آنها نيز او را به بيعت‌شكنى و رويارويى بيرحمانه و خونين با امام عليه السّلام ترغيب مىنمايند . سفيانى به نزد حضرت بازگشته ، خواستار بازپس بازپس‌گيرى بيعتش مىگردد . امام عليه السّلام چنان مىكند و بدين ترتيب سفيانى از اطاعت امام عليه السّلام خارج مىشود . حضرت او را به جنگ تهديد مىنمايد و سفيانى نيز چاره‌اى جز قبول آن ندارد . از ظاهر روايات بر مىآيد كه امام عليه السّلام در آن مكان كه از پايتخت سفيانى دور است با او و گروه اندكى كه به همراهش براى گفتگو آمده‌اند ، به نبرد مىپردازد و پس از تار و مار كردن اطرافيانش ، سفيانى را به دست خويش مىكشد . در اين حال ، پايتخت سفيانى بدون حاكم مىماند . از اين رو امام عليه السّلام بىدرنگ با سپاهش به آنجا مىشتابد و به آسانى به سقوطش مىكشاند و ثروت و دارايى آنها را به غنيمت مىبرد . « و در آن روز ، ناكام و نامراد كسى است كه دستش از غنيمت‌هاى قبيله كلب تهى باشد » . بدين ترتيب همه سرزمين‌هاى زير فرمان سفيانى به دست حضرت بقية اللّه عليه السّلام خواهد افتاد و آن حضرت فرمانروا و حاكم كلّ آن مناطق خواهد شد . ( 2 )

ريشه كنى منحرفان

اين موضوع را در چند محور پى مىگيريم : ( 3 ) محور نخست : در اين باره روايات فراوانى وارد شده است كه نمونه‌هايى از آن را در اينجا مىآوريم : ( 4 ) نعمانى به سند خود از حارث همدانى نقل كرده است كه امام امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : بأبى ابن خيرة الإماء ، يسومهم خسفا ، و يسقيهم بكأس مصبّرة ، و لا يعطيهم إلّا السيف هرجا . فعند ذلك تتمنّى فجرة قريش لو أنّ لها مقاة منى بالدنيا و ما فيها ؛ لا غفر لها . لا نكفّ عنهم حتّى يرضى اللّه . « 1 » پدرم فداى فرزند بهترين كنيزان ( يعنى قائم عليه السّلام ) باد كه آنان را خوار مىسازد و شرنگ شكست به ايشان مىنوشاند و به آنان جز شمشير خونريز و مرگ آفرين نخواهد داد . پس در
هامش
( 1 ) . النعمانى ، محمّد بن ابراهيم ، همان ؛ ص 120 .
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 339 | حسن سجادپور / السيد محمد الصدر