آن كه بشريت به همان ميزان هولناك ، قتل عام مىشود اما ياران امام با لطف و حمايت ويژه پروردگار زنده مىمانند .
به كمك اين دلايل مىتوان رواياتى را كه از كاستى جمعيت بشر سخن مىگويند و ممكن است مفاد آنها به ضرر مصلحت ظهور ارزيابى شود ، مقيّد كرد و محدود ساخت .
( 1 ) البته منصفانه آن است كه چنين برداشتى از روايات در مورد باقى ماندن شمار بسيار كمى از انسانها بىدليل مىباشد ؛ زيرا در هيچ روايتى ، از نتيجهء ضرب باقىماندهها در يكديگر سخن نرفته است . حتى بالاترين عدد كسرى يعنى نه دهم ، در خبرى واحد آمده كه نمىتوان اخبار ديگر را به آن مستند ساخت و در نتيجه قابل اثبات تاريخى نيست . بلكه يا بايد آمار و ارقام اين اخبار را تقريبى دانست و يا آن كه كمترين رقم را كه مقدار مسلّم در ميان اخبار است ، پذيرفت . باقى روايات نيز كه مورد ترديد مىباشد ، شايستگى اثبات تاريخى را ندارد . كمترين نسبت ، از بين رفتن دو سوم انسانها و باقى ماندن يك سوم آنهاست و هرگاه پاسخ ما در مورد نسبت بالاى كشتهشدگان صحيح باشد ، در مورد كمترين نسبت نيز به طريق اولى صحيح خواهد بود .
( 2 ) براى پاسخ به اين مسأله ، جوابهاى ديگرى نيز ارائه شده است كه مهمترين آنها را مىآوريم :
حفظ جان ياران امام عليه السّلام در هر درجه و مقامى كه باشند ، نيازى به عنايت و حمايت ويژهء پروردگار ندارد و به دو دليل از راه كاملا طبيعى امكانپذير است :
1 - سلاحهاى ويرانگرى كه زندگى بر روى كره خاكى را مورد تهديد قرار مىدهد هرگز به كار گرفته نخواهد شد ، زيرا در اين صورت كاربران آن نيز از بين خواهند رفت .
2 - دليلى وجود ندارد كه آتش جنگ دامن همه كشورها را بگيرد ؛ بلكه درگيرى در مناطق زير سلطه طرفهاى نزاع و همپيمانان آنها روى خواهد داد و جمعيت اين سرزمينها ، بيش از سه چهارم جمعيت دنياست . در نتيجه اگر بيشتر ساكنان آن مناطق و گروه كمى از ساير جاها كشته شوند ، نسبت كشتهشدگان همان مىشود كه در پاسخ قبل بيان نموديم .
به راحتى و روشنى مىتوان فرض كرد كه ياران مخلص و آماده كمك به امام عليه السّلام ، در كشورهايى ساكناند كه بيرون از گردونه جنگ مىباشند و هر خسارتى متوجه آنها گردد ، باز زنده خواهند ماند .
مقصود امام صادق عليه السّلام در روايتى كه فرمود : « آيا خشنود نمىشويد جزو يك سوم باقى مانده باشيد ؟ » ، همين است . در اين صورت ، شمار دشمنان امام عليه السّلام در برابر ياران و هوادارانش كم خواهد شد و منظور ما از اينكه جنگ جهانى يكى از ضمانتهاى پيروزى آن حضرت مىباشد ، همين است .
( 3 ) پرسش دوم : شعلهور شدن آتش جنگى كه موجب از بين رفتن بيشتر انسانها مىشود ، به اين معناست كه تمامى نشانههاى تمدن بشرى از جمله متخصّصان در شاخههاى مختلف علوم از ميان مىروند . پس ديگر چه چيزى از مدنيت و پيشرفت براى دوران پس از ظهور باقى خواهد ماند ؟ و چگونه بدون اينها بشر به رفاه و آسايش مىرسد ؟
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 294
مساهمون: حسن سجادپور
ص٢٩٤