يك بيست و هفتم خواهد شد ؛ حال اگر اين رقم را در دو نهم ( باقىمانده از « هر نه نفر ، هفت نفر » ) ضرب كنيم ، نتيجه تقريبى ، يك صد و بيست و يكم ( 121 / 1 ) خواهد شد ؛ يعنى نسبت افراد باقى مانده به كشتهشدگان ، يك به صد و بيست و يك مىباشد . اين ضرب و نسبتبندى ممكن است در آغاز دور از ذهن به نظر رسد و خداوند به حقيقت مطلب داناتر است . به هر روى ، گزينش هر كدام از نتايج ارائه شده را به خوانندگان گرامى مىسپاريم .
( 1 ) اين كشتار هولناك به هر نسبتى كه باشد ، حاصل جنگى ويرانكننده و فراگير است ؛ زيرا بيمارىهايى مانند و با به طور معمول همه مردم جهان را تهديد نمىكند و با وجود امكانات بهداشتى و درمانى در دوران رشد و توسعه بشرى ، اين همه تلفات نخواهد گرفت . بدين ترتيب آن كشتار ، حاصل جنگى جهانى است .
( 2 ) همه اين حوادث ، زمينه مناسبى را فراهم مىآورد تا واقعه ظهور چهره نمايد و مقاومت سرسختانه نظامى و عقيدتى در برابر آن رويداد مبارك ، صورت نپذيرد و بدين ترتيب در كوتاهترين زمان و با كمترين رنج و زحمت ، تأسيس دولت جهانى توسط حضرت صاحب الامر عليه السّلام عملى گردد .
( 3 ) در اين باره پرسشهايى وجود دارد كه مىكوشيم پاسخهايى را براى آن فراهم آوريم :
پرسش نخست : اگر آن جنگ هولناك روى دهد ، تنها دامن كفّار را نخواهد گرفت بلكه ناگزير پاى مسلمانان را نيز به وسط خواهد كشاند و در آن صورت گروهى و شايد هم تمامى ياران امام مهدى عليه السّلام كه آماده كمك به آن حضرت مىباشند ، كشته شوند . هرگاه چنين شود زمينه ظهور از ميان مىرود ؛ زيرا پيش از اين دانستيم كه وجود شمارى كافى از رزمندگان و فرماندهان با ايمان و اخلاص براى فتح عادلانه جهان ، امرى ضرورى است ؛ در نتيجه اگر اين پيروزى منتفى گردد ، ظهور نيز ثمرهاى نخواهد داشت .
پاسخ : شايد بتوان گفت در صورتى كه 121 / 1 يا حتى 27 / 1 انسانها از آن مهلكه جان سالم به در برند ، اين اشكال صحيح باشد و به سختى بتوان پذيرفت كه همه ياران امام ( به ويژه هنگامى كه به تعداد سيصد و سيزده نفر بسنده نكرده ، مخلصان درجه دوم و سوم را هم به جمع آنها بيفزاييم ) سالم باقى بمانند ؛ زيرا حفظ آنها به عنايت ويژهاى شبيه به معجزه نياز دارد و بدين ترتيب آن جنگ جهانى كه اين همه قربانى مىگيرد با مصلحت ظهور سازگارى ندارد .
( 4 ) ولى اين نتيجهگيرى به دو دليل صحيح نيست :
1 - اگر فرض كنيم آن جنگ ويرانگر بر خلاف مصلحت ظهور مىباشد ، در اين صورت مىتوانيم از دلايلى كه ناظر بر ظهور و پيروزى امام عليه السّلام و اينكه هدف از آفرينش بشر ، همين رويداد است ، استفاده نماييم كه اين كاستى در جمعيت انسانها ، در مورد ياران امام عليه السّلام روى نمىدهد يا اساسا موضوع جنگ منتفى مىشود و يا آن كه جنگ موجب كشته شدن اين تعداد نمىگردد ، و يا
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 293
مساهمون: حسن سجادپور
ص٢٩٣