در بر نگرفته پس امام مهدى عليه السّلام نيز چنين خواهد بود ؛ زيرا در تعابيرى كه در ملاحظهء يكم آمد به صراحت از جهانى بودن دولت آن حضرت سخن رفته است ؛ گذشته از آن كه برنامه كلى الهى ، اقتضايى جز اين ندارد . در نتيجه بايد گفت مراد از اين تشبيه ، تنها بيان گستره و فراگيرى است و نه تحديد و تعيين مرز .
( 1 ) در روايت آمده است : « به هر جايى كه ذو القرنين قدم نهاده است امام مهدى عليه السّلام نيز گام مىنهد » ؛ تعيين قلمرو فتوحات امام عليه السّلام در اين روايت به معنى آن است كه ايشان دستاوردى بسيار بيشتر از ذو القرنين خواهد داشت . اين افزودگى در اين روايت ، نفى نشده است از اين رو اين روايت و روايات دسته اول ، دليلى كافى براى اثبات جهانى بودن دولت مهدوى مىباشد .
( 2 ) سوم : در روايات دسته چهارم ، اسامى سرزمينهايى كه امام عليه السّلام بر آنها چيره مىشود آمده است ؛ آن مناطق عبارتند از : روم ، چين ، ديلم ( كوههاى ديلم ) ، ترك ، سند ، هند ، قسطنطنيه ، كابل شاه و خزر .
بر شمردن اين سرزمينها ، متناسب با سطح فكرى و ميزان دانش مردمان روزگار صدور اين روايات بوده است و اگر آنها بهره بيشترى از علم داشتند ، بر اين فهرست افزوده مىشد . در حقيقت ، نام بردن از اين مناطق ، صرفا براى بيان گستردگى دامنهء فتوحات آن حضرت مىباشد و آن اسامى براى مثال آورده شده است . به اين ترتيب مىتوان اين روايات را به ديگر نقاط جهان نيز تعميم داد . از اين مثالها بر مىآيد كه قلمرو دولت مهدوى ، بسى بيشتر از فتوحات ذو القرنين است ؛ زيرا او هر چند با چين و روم جنگيد اما نتوانست آنجا را بگشايد . در حالى كه امام عليه السّلام چيرگى و تسلط كاملى بر آنجا پيدا مىنمايد .
( 3 ) مراد از روم در اين روايت ، مطابق برداشت مردم در زمان صدور آن ، شامل سرزمينهاى فرنگ يعنى كل اروپا و شايد هم قاره آمريكا مىباشد .
منظور از چين ، شرق آسياست كه علاوه بر كشور چين ، كشورهاى ژاپن ، كره و ساير مناطق شرق آسيا را نيز در بر مىگيرد .
( 4 ) مقصود از ديلم يا كوههاى ديلم ، مناطقى است كه اينك در جنوب روسيه قرار دارد و بيشتر جمعيت آن مسلمان مىباشد . اين مناطق در بعضى از كتابهاى تاريخى به ما وراء النهر نامبردار است .
( 5 ) در زبان روايت ، هند علاوه بر محدوده كنونى ، شامل پاكستان نيز مىشود . اما مراد از سند كشورهاى جنوب شرقى آسيا هم چون اندونزى ، مالزى ، ويتنام و جز آن مىباشد .
( 6 ) منظور از قسطنطنيه ، شهر استانبول است كه در بخش اروپايى تركيه قرار دارد و معمولا در زبان روايات به عنوان مهمترين شهر در دنياى كهن مطرح گرديده است به طورى كه فتح آن در نهضت جهانى مهدوى از نقطه نظر استراتژيك اهميت به سزايى دارد . اين از آن روست كه قسطنطنيه يكى از دروازههاى ورود به اروپاست .
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: حسن سجادپور
ص٢٨٠