همزمانى ، به شمول قانون آزمايش الهى خدشهاى وارد نمىسازد و منافاتى با آن ندارد .
اگر از پاسخهاى بالا صرف نظر نموده ، فرض نماييم تغيير نام آن اشخاص ممكن نيست ، در اين صورت ، مىتوان با نگاهى فلسفى به اين پرسش نگريست و به طور اختصار در مقام پاسخ در آمد .
علاقهمندان مىتوانند پاسخ مبسوط را در كتب فلسفى پيگيرى نمايند .
( 1 ) روايات نقل شده درباره اسامى ياران امام عليه السّلام - در صورت درستى آن - منعكس كنندهء نظرات نوشندگان چشمه علم نبوى ، امامان معصوم عليهم السّلام مىباشد و خداوند درباره نبى خاتم صلّى اللّه عليه و آله فرموده است :
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى .
« 1 »
از سر هوس سخن نمىگويد ، اين سخن به جز وحيى كه وحى مىشود نيست .
پس در اين صورت بايد گفت علم الهى به موفقيت افرادى خاص و رسيدن آنها به درجه نخست اخلاص تعلق گرفته و علم خداوند نيز عين اراده اوست . حال اگر اراده او به نامبردار شدن آنها به اين ويژگى ، هر چند به دليلى قهرى و غير ارادى تعلق گرفته باشد ، اين اشكال وارد خواهد بود زيرا تعلق اراده الهى به موفقيت گروهى خاص ، ظلم به ديگران است و ظلم بر خداوند محال است . اما در حقيقت ، اراده خداوند به موفق شدن آن گروه خاص به اراده و اختيار خود آنها بستگى دارد و اين معناى موفقيت در فرآيند آزمايش الهى است ؛ زيرا پيش از اين دانستيم عنصر اختيار در فرآيند بالا ضرورى است و يكى از پايههاى اصلى موفقيت در آن مىباشد . چه اگر اين موفقيت شكلى جبرى داشت ، اصلا موفقيت به حساب نمىآمد همانطور كه ساختن زيورآلات از طلا ، مايه فخر و مباهات براى خود طلا نيست .
( 2 ) بدين ترتيب در مىيابيم علم ازلى خداوند به موفقيت آنها با اختيارشان و نيز به عدم توفيق مردود شدگان به اختيار خودشان ، تعلق گرفته است و همچنين اراده او نيز به همين امر تعلق پيدا كرده است . در نتيجه اين هر دو با قانون كلى آزمايش الهى كه بر علم و اراده پروردگار مبتنى گرديده ، و دادن اختيار به بشر با علم و اراده خود ، هم جهت و هماهنگ مىباشد .
( 3 ) بنابراين از روايات استفاده مىشود آن عده خاص از ياران امام عليه السّلام كسانىاند كه به نيكى رفتار خواهند كرد و عملكرد اختيارىشان درست و عادلانه خواهد بود و ديگران به دليل سوء اختيار بدان پايه از كمال نخواهند رسيد و اگر نبود كوتاهى مردم و نيز بىمسئوليتى آنها در عصر امتحان و آزمايش ، شمار افراد موفق و پيروز بيش از اين بود و بىگمان نامشان نيز در روايات مىآمد . اما سوگمندانه بايد گفت آنان با سوء اختيار خويش به راه خطا رفته و رفتارهاى گناهآلود را پيشه خود مىسازند ؛ در نتيجه شمار موفقشدگان اندك و ناچيز مىگردد و اسامى گروه محدودى در روايات منعكس مىگردد ؛ خداوند مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . سورهء النجم ( 53 ) ، آيات 3 و 4 .