تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
مستفيض آن را نقل كرده‌اند ، در عين حال نامگذارى اين تعداد از افراد ، شكلى قطعى و ثابت ندارد ؛ زيرا قبلا گذشت كه روايات اسامى ، سندى ضعيف و تعداد كمى دارند و در ذكر نام‌ها گاه با يكديگر تعارض پيدا مىنمايند ؛ از اين رو از قابليت اثبات تاريخى ساقط مىگردند . با منتفى شدن اين موضوع ، ديگر اشكال سطح سوم خود به خود منتفى خواهد شد . دو پاسخى كه پس از اين مىآيد ، شامل همهء سطح‌هاى سه‌گانه است و تنها به اين دليل آن دو را در سطح سوم مطرح مىنماييم كه با اين سطح تناسب بيشترى دارد . يكى از نقطه نظر اجتماعى و ديگرى از زاويه فلسفى به اين موضوع پاسخ مىدهد . ( 1 ) 2 - بار ديگر به ويژگىهاى آن سيصد و سيزده نفر نظر مىافكنيم . در حالى كه ما آنها را با ويژگىهاى درونيشان كه موجب شكل‌گيرى شخصيت ايمانى آنها شده مىشناسيم ، مناسب است به بررسى شخصيت اجتماعى آنان نيز بپردازيم . در واقع اينان تنها افرادى نيستند كه بر رتبه نخست اخلاص ، تكيه زده‌اند زيرا در ميان مردم كسانى يافت مىشوند كه از چنين ويژگىاى برخوردارند اما ياران موعود عليه السّلام علاوه بر اين اوصاف ، ويژگىهاى اجتماعى ديگرى نيز دارند كه مىتوان آن را به دو شكل برداشت نمود . و اين بستگى به ديدگاه ما در خصوص چگونگى گرد آمدن آنان در مكه دارد . اگر حضور اعجازى آنان را در مكه بپذيريم ، ويژگى اصلى آن مخلصان سفر اعجازآميز به مكه براى يارى امام مهدى عليه السّلام است . اين ويژگى به خاطر سطح بالاى ايمان آنها نيست بلكه ممكن است براى مصالح ديگرى كه علم آن نزد خداست ، باشد ؛ هم چون داشتن نيروى خاص جسمانى يا دارا بودن بينش و آموزش خاصى جهت رهبرى و فرماندهى كه ديگران از آن محرومند . اين ويژگىها با قانون كلى آزمايش الهى ارتباط مستقيمى ندارد ولى در عين حال ، اين ويژگىها و نيز ويژگى سفر اعجازى به شمول اين قانون خدشه‌اى وارد نمىسازد . ( 2 ) و اگر نظريه « سير طبيعى » آنان را اختيار نماييم - كه ما نيز همين را برگزيده‌ايم - مىتوان زنجيره اين حوادث را چنين بيان نمود : رسيدن به درجه نخست اخلاص ، در اين تعداد و در اين شمار از اسامى نمىگنجد و ندا به نام مهدى عليه السّلام در بر انگيختگى همه آنها تأثير خواهد گذاشت و همگى به مكه مسافرت خواهند كرد . ولى آنها از زمان دقيق ظهور اطلاعى ندارند و فقط به طور اجمال پس از موسم حج ، آن را انتظار مىكشند . در نتيجه به طور طبيعى مشكل مىتوان پذيرفت كه همه آنها در طول روزها همواره در مسجد الحرام باقى بمانند و منتظر ظهور باشند . بلكه در خانه‌هاى شهر مكه و مهمانسراهاى آن به سر مىبرند . سپس در زمان معينى كه شب دهم محرم است ظهور روى مىدهد و اتفاقا در آن ساعت در مسجد الحرام تنها سيصد و سيزده نفر آن هم به دليل اشتياقشان براى طواف حضور دارند . اين همزمانى باعث خواهد شد تنها همين تعداد ، نخستين كسانى باشند كه با امام روبرو گشته ، به سخنرانىاش گوش فرا دهند و به فيض بيعت با ايشان برسند و بديهى است كه اين