( 1 )
فصل دوم نشانههاى اجتماعى
( 2 )
1 . دجّال
در كتاب گذشته به طور مبسوط درباره دجال سخن گفتيم و برداشتى جديد و متناسب با اوصاف و ويژگىهاى آن در روايات ارائه كرديم و از آن رو كه برخى اخبار ، آمدنش را نزديك به واقعه ظهور دانستهاند و از نشانههاى نزديك به حساب مىآيد ، در اين كتاب نيز قدمهاى ديگرى را براى فهم بيشتر اين نشانه برخواهيم داشت .
( 3 )
الف ) دجال و امت اسلامى
در اين باره علماى عامه ، هم چون مسلم و بخارى و نيز بعضى علماى اماميه رواياتى را نقل كردهاند :
مسلم به سند خود از حذيفه نقل كرده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
لأنا أعلم بما مع الدجّال منه . معه نهران يجريان ، أحدهما : رأى العين ماء أبيض ، و الآخر رأى العين نار تأجّج . فأما أدركن أحد ، فليأت النّهر الّذى يراه نارا ، و ليغمض ، ثمّ ليطأطئ رأسه فيشرب منه ، فإنّه ماء بارد . و إنّ الدجّال ممسوح العين ، مكتوب بين عينيه : كافر .
يقرؤه كاتب و غير كاتب . « 1 »
من به آنچه همراه دجال است از خود او آگاهترم . با او دو نهر جارى است : يكى به نظر مىرسد آبى سفيد باشد و ديگرى آتشى شعلهور . هر كس او را بيابد به سمت نهر آتشين برود و چشم فرو بندد ، سپس سرش را خم كند و از آن بنوشد كه آبى خنك است . دجال چشمى معيوب دارد و بين دو چشمانش نوشته شده است : « كافر » و هر با سواد و بىسوادى آن را مىخواند .
( 4 ) در حديث ديگرى مسلم از نواس بن سمعان روايت كرده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درباره دجال فرمود :
إنّه خارج خلّة بين الشّام و العراق . فعاث يمينا و عاث شمالا ، . . . فيدعوهم فيؤمنون به و يستجيبون له . فيأمر السّماء فتمطر ، و الأرض فتنبت . فتروح عليهم سارحتهم أطول ما
هامش
( 1 ) . النيشابورى ، مسلم بن الحجاج ، همان ؛ ج 8 ، ص 195 .