طرفى دلالت بر محال دارند ؛ در نتيجه ، قبول مضمون آنها نيز محال است .
البته اگر در مقدمه دوم مناقشه نموده و ندا را به طور عموم يا ندا باطل را به طور خاص ، حمل بر معنايى طبيعى و غير اعجازى نماييم ، مىتوان آن اخبار را پذيرفت . ولى اين امر همچنان كه خواهيم آورد قابل مناقشه خواهد بود .
هرگاه به دنبال فهم عالىترى از اين دو ندا باشيم ، با احتمالى طبيعى و نيز احتمالاتى اعجازى روبرو خواهيم شد .
( 1 ) احتمال اول : مقصود از جبرئيل و ابليس ، به طور مجازى ياران حق و ياران باطل باشد . در اين صورت جبرئيل ، كنايه از خود مهدى عليه السّلام است كه نداى او نداى حق است و ابليس هم كنايه از دشمنان ايشان و به طور كلى انسانهاى منحرف مىباشد . مراد از گسترش صدا و پراكنده شدن آن در شرق و غرب عالم نيز ، پخش آن توسط رسانههاى جمعى مانند راديو و تلويزيون مىباشد و اگر در روايات آمده كه آن صدا از آسمان است به لحاظ آن است كه امواج اين رسانهها از فضا عبور مىكند .
با اين وجود ، طبيعى است تصور نماييم از طريق همين ابزار مدرن نيز جبهه هواداران حضرت مهدى عليه السّلام از موضوع آگاه شوند .
تأثيرگذارى نداى حق در دنيا و بيدار باشى كه در سطح جهان ايجاد مىنمايد ، به دليل بلند بودن صداى آن نيست ، بلكه به دليل اهميت مضمون و محتواى آن است . اعلان عمومى واقعه ظهور براى نخستين بار و ارائه مفهوم روشنى از انقلاب جهانى امام مهدى عليه السّلام به مسلمانان بلكه به تمامى انسانهايى كه در انتظار منجى به سر مىبرند ، بدون شك بازتابهاى مختلفى در سطح جهان خواهد داشت .
اين احتمال گرچه روشن و منطقى است اما داراى برخى اشكالات است از جمله اينكه : از سياق اين اخبار برمىآيد نداى حق و نداى باطل تنها پيش از ظهور و نه پس از آن رخ خواهد داد و اين مطلب با اين احتمال منافات دارد زيرا اين احتمال ناظر به دعوتهاى حق و باطلى است كه پس از ظهور مطرح مىشوند .
( 2 ) احتمال دوم : مطابق ظاهر روايات بر آن شويم كه اين دو نداى قبل از ظهور امام عليه السّلام رخ مىدهند ولى از راه طبيعى و غير اعجازى ؛ مانند رسانههاى جديد تبليغاتى .
علّت پيدايش اين دو ندا ، وجود دو جنبش متخاصم در جهان اسلام است كه يكى از آنها بر حق است و به اسلام صحيح فرا مىخواند و ديگرى با فريب مردم و شبههافكنى در بين آنها به باطل دعوت مىكند . تأييد و تصديق انقلاب حق طلبانه امام عليه السّلام در آغاز آن چنان است كه تأثير فراوانى در ميان مردم بجاى مىگذارد تا آنجا كه زنان ، پدران و برادرانشان را بر يارى اين حركت تشويق مىنمايند ؛ اما اين روند چندان دوام نمىآورد و در مقابل آن ، جنبشى باطل با اعلان صريح مواضعش ، مردم را نسبت به اسلام دچار شك و شبهه مىنمايد . يكى از شعارهايش چنين است : « فلانى مظلومانه كشته شد » و منظور از كشته ( البته خدا داناتر است ) همان كسى است كه به دست حركت حق طلبانه نخست كشته شده است . لذا حركت دوم از مظلوميت او داد سخن در مىدهد .
( 3 ) شايد اين تعبير كه نداى حركت نخست ، از آسمان به گوش مىرسد و نداى جنبش دوم از زمين
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: حسن سجادپور
ص١١٩