تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
خرج كردم همگى هستى مغشوش نارواى خود و صفات خودم را بر دست صرّاف حسن حضرت معشوق ، پس مضاعف داد مرا كرم و نيكو كارى آن حضرت همگى پيوند به سوى حضرت او . قوله : « لها » بمعنى إليها ، يتعلَّق بكل وصلة ، و صرفت من باب صرف الدراهم بالدنانير . يعنى : چون من به كلَّى و يكبارگى از خود و جميع صفات خود فانى شدم در عشق او ، حضرت او مرا جزاى آن فنا داد كه همگى أجزأ و قواى مرا به همگى خود پيوند داد ، و هر يك را به همه متحقّق گردانيد ، تا به هر ذره‌اى از اجزاى خودم ، اكنون همگى حسن او را مىبينم ، و مىگويم همهء گفتنيها و مىشنوم همهء شنودنيها .
يشاهد منّي حسنها كلّ ذرة بها كلّ طرف جال في كلّ طرفة « 1 »
اكنون مشاهده مىكند هر ذره از اجزاى من حسن آن حضرت را ، چنان كه به آن ذره هر چشمى كه در وجود است ، قائم است و در او حاصل و هر چشمى از آن در هر چشم زدني جولان مىكند و مىگردد در همگى حسن و جمال آن حضرت .
و يثنى عليها في كلّ لطيفة بكلّ لسان طال في كلّ لفظة
و ثنا مىگويد بر حضرت معشوق در من هر لطيفه اى ، أعنى هر جزئى لطيف كه از غايت لطافت به وهم و حسّ مدرك نباشد ، به هر زبانى كه در عالم موجود است ، أعنى در آن لطيفه ، همهء زبانهاى ناطق بالفعل لا بالقوّة ، حاصل مىباشد ، كه هر زبانى از آن زبانها دراز مىگردد ، و در گفتار منبسط مىشود ، تا در هر لفظه اى همه گفتنيها مىگويد ، جمله بر ثنا و مدح آن حضرت مقصور .
و انشق ريّاها بكلّ رقيقة بها كلّ أنف ناشق كلّ هبّة « 2 »
هامش
« 1 » الذرة : أدق دقيقة من الهباء . الطرف : النظر . الطرفة : طرف العين ، انطباق جفنيها و انفتاحهما . « 2 » في بعض النسخ : بكل دقيقة . رياها : رائحتها الطيّبة . كل دقيقة : كل جزء دقيق .