تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
و مقامات جمعى اعتدالى و درجات سخت عالى تفرّج كنان مىباشم . و « تقرّبت دار » كنايت باشد از تكميل اين صورت عنصرى ، و تحقيق او به حقيقت آن برزخيّت و جمعيّت كبرى .
و إن رضيت عنّي فعمري كلَّه أوان الصّبيّ طيبا و عصر الشبيبة
و اگر حضرت معشوق از من خشنود باشد ، در تقلَّب من در احوال اين مقام احديّت جمع مذكور و مرا به تحقّق به حقيقت اين مقام به كلَّى بپسندد ، همهء عمر من هنگام كودكى باشد از جهت خوشى و امن و راحت و بى غمى ، و زمان جوانى باشد نيز همه عمر من از براى طرب و ناز و برخوردارى از جوانى ، و اين رضائى است كه مذكور است كه آخر مقامات است ، چنان كه در حديث بهشتيان آمده است .
لئن جمعت كلّ المحاسن « 1 » صورة شهدت بها كلّ المعاني الدّقيقة « 2 »
اگر چنان كه حضرت معشوق جمع كرد همه خوبيها را از روى صورت ، تا من مشاهده كردم به آن صورت ، و در او همهء معانى باريك لطيف را در همهء عوالم . قوله : « صورة . . . » نصب على التّمييز . و قيد صورت از آن گرفت كه عالم حس و صورت ، أتمّ العوالم است ، و معنى را در صورت تمامتر و كاملتر ادراك مىتوان كرد ، چه صورت عين همان معنى است ، ليكن بر همهء عوالم مرور كرده ، و خلاصهء كمالات هر مرتبه اى با خود همراه گردانيده . و در اين بيت اشارت است به آن كه حضرت معشوق را من حيث جميع الكمالات الأسمائية و حقائقها ، دريافته و شناخته است ، چه حق را من حيث كلّ ذرّة ، ذرّة ، كمالاتى است كه جز كامل عصر و وارث حقيقى حضرت محمدى را از آن آگاهى
هامش
« 1 » شمل المحاسن - خ ل . « 2 » في بعض النسخ : لئن جمعت شمل المحاسن . . . .
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 451 | سعيد الدين سعيد فرغاني / سيد جلال الدين آشتيانى