تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
و لا سعت الأيّام في شتّ شملنا و لا حكمت فينا الليالي بجفوة
و چون در وقت نزول و تحقّق به صورت و معنيى اين منازل مذكور در مقام جمع واحديّت جمع مىبوديم و مىباشيم ، لا جرم روزگار كه محكوم آن حضرت است ، در تفرقهء جمعيّت ما سعيى نمىتواند نمود و شبها كه به حوادث و جفاهاى عموم خلق آبستن مىباشد ، و هر روز جفايى و عتابى و فرقتى مىزايد ، در ما حكمش نافذ نيست .
و لا صبّحتنا النّائبات بنبوة و لا حدثتنا الحادثات بجفوة [ 1 ]
و هيچ بامدادى بر سر ما نيامد واقعه اى كه بر خلق متناوب مىآيد ، تا اقتضاى زحمت فرقت ميان ما كند ، و هيچ حادثه اى از حوادث جهان با ما حديث جفاى هجران يا عناى حرمانى ، هرگز نگفت و نيارد گفت .
و لا شنّع الواشي بصدّ و جفوة و لا ارجف اللَّاحي ببين و سلوة [ 2 ]
و چون ما در مقام جمع واحديّت جمع پنهان بوديم و هستيم ، لا جرم لاحى و واشى كه غير مىنمايند ، آن جا در نگنجيدند و يا واشى هيچ تشنيعى به منع و جفاى خود و حضرت معشوق نزد ، ولايم نيز كه از جانب من بودى ، هيچ إرجاف جدايى ميان ما و خرسندى من از حضرت او در نمىافكند ، چه هر دو خود به ما و
هامش
[ 1 ] في بعض النسخ : و لا حدثتنا الحادثات بنكبة . در نسخهء شارح علامه « جفوة » در دو بيت مكرّر آمده است و ظاهر آن است كه در نسخه شارح اشتباه رخ داده باشد ، معناى اين دو بيت از اين قرار است : نه روز انبساط و ظهور آن جا در تفرقهء جمعيت ما سعى مىتوانست نمود ، و نه شب انقباض و خفا را مجال حكم قهر و جفا بود و نه نوائب وقايع صباح ما را به ناخوشى و خشونت مشوب مىكرد و نه حوادث و نوادر با ما حديث نكبت و افسانهء كدورت مىگفت . [ 2 ] نسخهء شارح در اين بيت نيز خالى از اشتباه نبوده است ، چون « جفوة » در اين بيت نيز تكرار شده است ، در حالتى كه در بعضى از نسخ « و لا شنع الواشي به صد و لا قلى » و در برخى « و لا شنع الواشي به صد و هجرة » آمده است و معنا بنا بر نسخهء درستتر از اين قرار است : « نه تشنيع واشى و غمّاز رابطهء الفت ما به جز سنگ صد و جفا مىگسخت و نه لاجى و لائم بصر صر أكاذيب و أراجيف ، غبار بين و سلوت در ميان مىانگيخت .