و جولان كن در مراتب و شعبههاى مقام اتحاد كه به تحقّق به مقام عشق بدان متحقّق شدى ، و ميل مكن به سوى گروهى كه در غير تحقّق به اين مقام اتّحاد ، عمر خود را فانى كردهاند و به وى نرسيده ، فضاى اتّحاد را فنون و شعاب بسيار است ، بعضى كلَّى و آن را مقامات گويند ، و بعضى جزئى و آن را منازل اتّحاد خوانند ، امّا مقاماتش چهار مقام است :
يكى تحقّق به مقام « كنت سمعه و بصره » است كه به سير محبّى و فناى اوصاف نفس متعلَّق است .
و دوم تحقّق به مقام « إنّ الله قال على لسان عبده . . . » كه بر سير محبوبى و فناى صفات روح مترتّب است .
و سوم تحقّق به مقام جمع « هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْباطِنُ » كه بر حقيقت الفناء في الفناء ، مشروط است .
امّا چهارم كه سخت عالى است و از اين مراتب خارج ، مقام احديّت جمع * ( وَما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ الله رَمى ) * « 1 » است كه خصوص مقام محمدى است ، و جز يك وارث حقيقى ، كس را به وقوف [ 1 ] بدان راه نيست . و اما منازل مقام اتّحاد ، تحقّق به هر اسمى از اسماست ، كه مقام اول و ثانى جامع آن اسماست .
پس مىگويد كه ، تو كه مسترشدى به واسطهء عشق به اول منازل مقام اتّحاد رسيدى ، آن را غايت و نهايت مشمر ، و از سير و سلوك فاتر مشو و در اين منازل و مقامات او سير مىكن ، تا آن گاه كه به غايتى كه مقتضاى استعداد تو از آن تجاوز نكند برسى ، و به اين واقفان در اثناى طريق كه عمر را در تحقيق مقامات سلوك فانى كردند و به مقصود نپرداختند ، ميل و التفات مكن .
هامش
[ 1 ] اين وارث منحصر به فرد ، كسى جز علىّ مرتضى - عليه السلام - نيست ، كما ذكره الشارح العلامة و نصّ عليه الناظم .
« 1 » الأنفال ( 8 ) آيهء 17 .