عمرو را به جانشينى خود در زرنگ گماشت و عزيز بن عبد اللّه را صاحب شرطهء شهر كرد و خود رهسپار بست گرديد ( جمادى الثانى 248 ق / اوت 862 م ) . پس از جنگ بسيار ، سرانجام يعقوب شهر را از چنگ صالح بيرون آورد . با اينهمه ، هنوز صالح اميد بازيافتن موقع پيشين خود در سيستان را از دست ننهاد . وى از پيش يعقوب گريخت ، از راه بيابان ميان بست و سيستان رو در گريز نهاد و در ماه بعد ، يعنى در رجب ، به درآكار زرنگ پديدار گشت . با يك حملهء ناگهانى شبانه بر شهر و كهندز آن دست يافت ، و عمرو ، عزيز بن عبد اللّه و داود برادر عبد اللّه در يك حمله باسارت درآمدند . اما يعقوب از بست بازگشت ، و در 5 شعبان 248 ق / 4 اكتبر 862 م در نبردى صالح و نيروهايش را از جاى بكند و همهء سلاحها ، ستوران و خزاين او را به غنيمت گرفت . « 1 »
اندكى پس از آن ، يعقوب 2000 سوار به بست برد و صالح را از آنجا بيرون كرد . صالح يك بار ديگر ناگزير گرديد بنه و تجهيزات خود را رها كند و اين بار به مشرق پيش زنبيل گريخت . يعقوب در رمضان 249 ق / اكتبر 863 م بارى ديگر در زرنگ بود ؛ گويا بازگشت وى به پايتخت به دليل آن بود كه در غيبت او اسدويه ، پيشواى خوارج به زرنگ حمله برد ، اما سرانجام به دست يعقوب شكسته و كشته شد . پس از آن يعقوب فرصت يافت در آغاز ذيحجهء 249 ق / اواخر ژانويهء 864 م به بست بازگردد . صالح بارى ديگر به الرخج عقب نشست و در آنجا زنبيل يارى فراوانى به او داد كه از آن شمار بود چندين زنجير فيل . هنگامى كه دو سپاه با هم درافتادند ، يعقوب تنها وقتى به پيروزى رسيد كه پنجاه سوار برگزيد و با ايشان به قلب سپاه زنبيل حمله برد ، و وى را از جا بيفكند و بكشت . دربارهء تلفات اين نبرد ارقام گزافهآميزى در تاريخ سيستان آمده است . به روايت ابن اثير 6000 تن از نيروهاى دشمن در اين نبرد كشته شدند ، 30000 تن اسير گرديدند كه از آن شمار بود فرماندهء اصلى سپاه صالح ( حاجب ) به نام خيرك و برادر زنبيل و ديگر اعضاى
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ، ص 204 .