از اين گذشته ، زبيريان و طرفداران ايشان بيشتر سرزمينهاى امپراتورى عرب ، از جمله عراق و سرزمينهاى ايران را كه حكومت آن پس از 67 ق / 7 - 686 م در دست مصعب ، برادر عبد اللّه زبير بود ، همچنان در دست خود نگهداشتند . ستارهء بخت امويان چندان كورسو شده بود كه بسيارى از اعضاى اشرافيت عرب در ولايات كه در گذشته از امويان پشتيبانى مىكردند ، اكنون بر زبيريان فراز آمدند . « 1 » مثلا ، در خراسان و سيستان عبد اللّه بن خازم و عبد العزيز بن عبد اللّه بن عامر چنان عمل مىكردند كه گويى ولايتدار زبيريان هستند و اولى تا زمان مرگش به ابن زبير وفادار باقى ماند .
در واقع ، سلطهء عبد اللّه بن زبير بر بيشتر نواحى مشرق تنها صورت اسمى داشت . مروان بن حكم و در پى او عبد الملك پاتكهاى سرسختانه و شكنندهاى به زبيريان آغاز كردند ، و مصعب هرگز نتوانست توجه خود را از دفاع عراق برگيرد كه از بيرون دستخوش حملات امويان و از درون در تهديد جنگهاى خانگى بعدى بود . از همه بالاتر ، زبيريان و حكام آنان در ولايات سخت زير فشار فعاليت خوارج و بويژه ازارقه قرار داشتند كه بارى ديگر در سراسر عربستان ، عراق ، جزيره و ايران از سرگرفته شده بود . در سراسر مدتى كه ابن زبير در مكه و مدينه به ستيز با دستگاه خلافت مىپرداخت ( 73 - 64 ق / 92 - 684 م ) بيشتر نواحى شبه جزيرهء عربستان در تصرف رهبران خوارج چون ابو فديك عبد اللّه بن ثور ، ابو طالوت سالم بن مطر و نجدة بن عامر باقى ماند و در يك فرصت حتى بر طايف نيز دست يافتند . « 2 » خوارج جنوب عراق و اهواز تهديد مستقيمى براى موقعيت مصعب در بصره بودند . وى در سال 65 ق / 5 - 684 م مهلب بن ابى صفره را به
هامش
-F . Buhl , « Die Krisis der Umajj adenherrschaft in Jahre 684 » , Zeitschrifr fur Assyriodogie , XXVII , 1912 , PP . 50 - 64 .( 1 ) - نگاه كنيد به ولهاوزن ، همانجا ، ص ص 3 - 162 كه يادآور مىشود طايفهء مخزوم و حتى برخى از امويان در مدينه پشتيبانى شديدى از عبد اللّه بن زبير كردند .
( 2 ) - دربارهء اين رويدادها نگاه كنيد به :C . Levi . Della vida , EL 1 , S . V . « Kharidjites » .