هامش
الْوَتِينَ( سورهء حاقه / آيهء 44 ) يعنى اگر محمد ( ص ) به دروغ سخنانى بر ما مىبست ، به دست قدرت خود او را گرفته و رگ گردنش را قطع مىكرديم ." وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ "( سورهء طه / آيه 114 ) يعنى : قبل از آنكه وحى خدا بطور كامل به تو رسد ، در قرائت و تعليم قرآن عجله مكن !
باوجوداين با كمال تأسف ملاحظه مىكنيم كه برخى از صحابه براى خود حق اجتهاد قائل بوده و حك و اصلاح ! پارهاى از احكام را به حسب مصالح زمان و مكان جايز مىدانستند .
و اين موضعگيرى اجتهادى ! چه مصائب و فجايعى را كه سبب نگرديد ؟ !
تا آنجا كه بر جنايات افرادى چون معاويه و يزيد و عمر و عاص و ابو هريره و به سر ابن ارطات و مغيره و وليد و خالد بن وليد و . . . با عنوان " مجتهد " سرپوش گذاردند و به همهء بىبندوباريهاى آنها با ماسك اجتهاد ، سروصورت بخشيدند ! !
در هر حال درباره احكامى كه براساس صلاحديد و اجتهاد صحابه ، تغيير يافته در صحيح مسلم / ج 4 / صفحهى 37 و 38 و سيرهء ابن هشام / ج 4 / صفحهى 273 - و طبقات ابن سعد / ج 2 / صفحهى 175 - و تاريخ طبرى / ج 2 / صفحهى 401 و سيرهء حلبيه / ج 3 / صفحهى 298 - و مسند احمد / ج 3 /