ميل و هوى نفس انسان سازگار است ، چون انسان براساس مصلحتى كه درك مىكند و شرائط و مقتضياتى كه مورد سنجش قرار مىدهد ، طبعا مايل است بر وفق آنها در امور تصرف كند .
اما سازش و موافقت با امور و مقرراتى كه عاقبت و نتيجهء آن را نمىتواند بفهمد ، مطابق ميل و خواستهء او نيست ؟ !
جالب توجه اينكه طرفداران اين برداشت خاص ، سمبلهاى پرجرأت و جسورى از ميان بزرگان صحابه بودند كه از جمله آنها عمر بن الخطاب است كه با رسول خدا ( ص ) به مناقشه پرداخت و در موارد بسيارى ، بر خلاف " نص رسول اللّه " اجتهاد كرد ، با اين عقيده ما دام كه در اجتهاد خود پيرامون " مصلحت " خطا و اشتباه نكند ، چنين كارى جايز و روا مىباشد .
و در اين رهگذر ملاحظه مىكنيم كه چگونه به " صلح حديبيه " معترض بود و در اينباره با نبى اكرم ( ص ) ، به احتجاج پرداخت و " حى على خير العمل " را از اذان برداشت و " متعهء حج " را باطل ساخت . . . و موارد ديگرى از جهتگيرىهاى اجتهادى وى ؟ ! « 33 »
هامش
( 33 ) - احكام اسلام تغييرناپذير است . و احدى حتى خود پيغمبر بدون اجازهء خدا حق تغيير و تصرف حكم را ندارد :وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ