مىدانست .
2 - عقيدهاى كه تعبد به دين را ، تنها در محدودهء ويژهاى از عبادات و پارهاى از مسائل غيبى ! معتبر دانسته
و در غير اين دو مورد اجتهاد و مصلحت ! را بر نص مقدم داشته ، تغيير و يا تعديل برخى از مسائل مذهب را ( بجز در عبادات و مسائل غيبى ) در ساير شئون زندگى ، براساس مصالح و مقتضيات ! جايز مىشمرد .
و علىرغم اينكه " صحابه " با اين وصف كه طليعهء گروندگان و مؤمنان هستند ، درخشانترين و بارورترين " بذرى " بودند ، براى سرسبز شدن رسالت ، و حتى تاريخ بشر نمىتواند " گروه معتقدى " پرهيزكارتر و پاكتر و نجيبتر از صحابهء رسول خدا ( ص ) ، نشان دهد . . .
لكن باوجود اين مىبينيم كه آنها ، حتى در زمان حيات نبى اكرم ( ص ) داراى نظر و ميل گستردهاى بودند به مقدم داشتن اجتهاد در زمينهء مصالح و شرائط ، بر نص دينى ! و در مقابل ، نظر و عقيدهء ديگرى وجود داشت كه همهء جوانب و ابعاد دين را پذيرفته بود و به حكومت همهجانبهء آن در كليهء شئون حيات ايمان داشت .
يكى از عوامل انتشار و توسعهء نظريه " تعديلى و اجتهادى " در صفوف مسلمانان ، آن بود كه اين نظريه بهطور طبيعى با