تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
" به خدا قسم ، مرا به مشقت و زحمت انداخت مردى كه پرسش نمود از چيزى كه نمىباشد ، زيرا نبى گرامى ( ص ) احكام آنچه را كه هست بيان فرمود " . « 17 » و نيز گفت : " براى هيچ‌كس جايز نيست از احكام ، آنچه كه پديد نيامده ، سؤال كند ، چون خداوند متعال ، در آنچه هست حكم فرموده است ! " * روزى مردى نزد " ابن عمر " آمد و از او مسأله‌اى پرسش نمود ، ابن عمر پاسخ داد : " از آنچه كه وجود ندارد سؤال مكن ، من از عمر بن الخطاب شنيدم كه لعن مىكرد كسى را كه سؤال كرد ازآنچه كه نبوده است ! " « 18 » * شخصى از " ابى بن كعب " سؤالى نمود ، ابى در پاسخ وى چنين گفت : اى پسر من ! آيا آنچه را كه از من سؤال كردى هست ؟ گفت : نه . ابى بن كعب گفت : پس به من مهلت بده تا آن چيز پديد آيد . « 19 » * روزى عمر مشغول تلاوت قرآن بود كه به اين آيه شريفه رسيد :
هامش
( 17 ) - سنن دارمى / ج 1 / صفحه‌ى 50 . ( 18 ) - سنن دارمى / ج 1 / صفحه‌ى 50 . ( 19 ) - سنن دارمى / ج 1 / صفحه‌ى 50 .