و محور رهبرى اسلام ، براساس " سيستم شورا " ! بشمار آمدند .
به عبارت ديگر : پيامبر اسلام نحوهء حكومت اسلامى را پس از خود ، در اختيار مسلمانان نخستين ( مهاجر و انصار ) گذارد و آنها بودند كه مىبايست پس از مرگ پيشوا ( ص ) قيادت و زمامدارى جامعهء اسلامى را بر پايه " نظام شورى " برعهده گيرند . . . !
در اينجا بايد در نظر بگيريم كه طبيعت و ذات حوادث و زمينه و وضع كلى و عامى كه به شكل ثابت و لا يتغير از رسول اكرم ( ص ) و بهطور كلى از چگونگى " رسول و رسالت " سراغ داريم ، اين فرضيه را از ريشه مىكوبد و محكوم مىسازد . و اين نظريه را كه نبى اسلام ( ص ) ، در قبال آيندهء ( دعوت ) اين طريق را ارائه مىدهد كه خود " امت مباشرت و تعهد زمامدارى بعد از پيشوا ( ص ) را به عهده گيرد و براى اين منظور نمايندگان ملت ، گروه زبدگان ! يعنى همان گروندگان نخستين به اسلام ( مهاجر و انصار ) مسئله را به " شور گذارده و برايناساس زعامت و خلافت اسلامى را پىريزى كنند ؟ ! از پايه مورد نفى جدى قرار مىدهد . . .
در ذيل پارهاى از نكات روشنگر موضوع را برمىشمريم :
1 - چنانچه " جهتگيرى " مثبت رسول خدا ( ص ) در برابر آيندهء اسلام ، پياده كردن " سيستم شورى " بوده
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 43
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٤٣