بدان گونه كه آن حضرت زعامت اسلامى بعد از خويش را به عهدهء نوعى رهبرى هدايتشده نهاده است كه از " نظام شورى " برخيزد - در اين هنگام بديهىترين موضوعى كه جلب نظر مىكند و آن را بهطور طبيعى چنين " موضعگيرى مثبتى " ايجاب مىنمايد ، اين است كه پيامبر بزرگ ( ص ) مىبايست به يك سلسله عمليات تمرينى دست يازد تا امت اسلامى ، و مبلغان اسلام ، نسبت به سيستم حكومتى " شورى " ، آمادگى يابند و جامعهء اسلامى براى قبول چنين نظامى آنگونه ازنظر فكرى و روحى مهيا باشد كه آن را با خصائص و ويژگىهاى مشخص و محدودش ، به عنوان يك مسئلهء مقدس دينى بپذيرد .
جامعهاى كه قبل از اسلام ، داراى هيچ سابقهء حكومت و سياستى كه " نظام شورى آن را اداره كند نبود و از مجموعهء عشائر و قبائلى تشكيل مىگرديد كه نحوه و شكل حكومت آنها هم غالبا قبيلهاى و پدرسالارى بود و آنچه كه در شعاع فوقالعادهاى بر آن جامعه حكومت داشت ، عبارت بود از : زور و قدرت ، مال و ثروت و بالاخره عامل وراثت !
ما در اينجا بهگونهاى سهل و آسان مىتوانيم بفهميم كه زعيم عاليقدر اسلام ( ص ) هيچگاه و در هيچ موردى " نظام شورى " و حدود و مشخصات تشريعى و مفاهيم فكرى آن را فراديد " امت و پيروان " خود قرار نداد تا آنها را براى اين
التشيع والإسلام ( تشيع مولود طبيعى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٤٤